چارچوبی برای مقایسهی تبیینها! نظریهها!
چه مدلی و متغیرهای برای مقایسه ی نظریهها و تبیینها معتبر است؟
چارچوبی برای مقایسه ی تبیینها! نظریه ها!
چه مدلی و متغیرهای برای مقایسه ی نظریهها و تبیینها معتبر است؟
مقدمه
ابتدا باید دانست، نظریه و تبیین در مقابل چه دیگر مقولات شناختی ای قرار می گیرد. برای مثال رابطه ی فکت و تبیین و اثبات و توجیه کدام است. هر کدام از اینها چیستند و چه چیزی آنها را متمایز می کند. همچنین قوت اعتبار هریک کدام است؟
در چیستی شناخت و معرفت
تفاوت فکت و نظریه / فرضیه
فکت
- موارد مشاهده پذیر / تجربه پذیر / درک پذیر مشترک افراد جامعه یا یک جامعه ی زبانی با زدودن حداکثری حواشی و تفاسیر و تعابیر و مفهوم سازیهای مربوط به آنها
- زدودن نسبی “نظریه بار بودن مشاهدهها”
- روایتهایی یا اخباری از قواعد کلی جهان که برساخته نباشند؟ یعنی سهم مفهوم سازی اعتباری و ذهنی در تبیین وقایع، رویدادها یا حوادث جهان طبیعی و فکتهای بین الذهانی در آنها بازنویسی مدون تجربی شده باشد.
تبیین/ توضیح / فرضیه / نظریه/ مدل
- شکل ساده شده ای و با جزئیات کمتر از یک پدیده / موضوع
- معمولا اجزایی که با روابطی ویژه در یک نظام همبسته خروجی / رفتار یا رفتارهای مشخصی (اثرات مشاهده پذیری) را نتیجه می دهند.
چه زمانی نظریهها یا فرضیهها رقیب می شوند!
- وقتی هر یک توضیحاتی قابل قبول برای پدیده/ پدیدههای مورد مشاهده یا تحلیل را ارائه دهند.
Fact vs Proof فکتها و عینیتها به نسبت اثبات ها
کدام یک معتبرتر و مهم تر هستند و قدرت ارجاعی قویتری دارند؟ به عنوان یک واقعیت جدی قابل اشاره تر هستند؟
فکتها مواردی هستند که درک و شناخت ما از هستی مبتنی بر آنها است. معنی عینیت و شناخت و منتهی الیه دانایی و قدرت تشخیص ما هستند. از این بسیار پر رنگ و قوی هستند. با این وجود شک بر مواردی از آنها، و تغییر برخی از آنها به روشنی صورت گرفته و صورت می گیرد. همگی اشتباه حواس را تجربه کرده ایم. تواناییهای مختلف افراد یا موجودات را در کنشهای مختلفی دیده ایم. از این رو می توانیم بفهمیم درک و شناخت بین الذهنی و بین فردی ما آنچنان قوی نیست، با این وجود این آخرین و برترین چیزی است که داریم!
اثبات از سوی دیگر، به خصوص اثباتهای صوری و اصل موضوعه ای، از قوت و قدرت منطقی خدشه ناپذیری برخوردار هستند. با این وجود به شدت به تعاریف و اصول موضوعه ی خود وابسته هستند. بسیاری از استدلالهای قیاسی وابسته به تعریف و نوع تحلیل مفهومی شناخته شده بین عبارات و پارامترهای خود هستند. یعنی یک دنیا و فضای مجازی خاص را ترسیم می کنند که ممکن است ربطی است به شهود ما از هستی و درک زمانمندی که ما از آن داریم، نداشته باشند!
مقایسه ی نظریه ها
1. قدرت تبیینی / توضیحی
- توانایی گرد هم آوری و توضیح چرایی یا چگونگی تحقق (واقع شدن) پدیده / موضوع مورد بررسی و ابعاد و اجزای تشکیل دهنده ی آن
- بازتعریف چیستی و چگونگی و چرایی تغییرات (روابط و عملگرها)
- تمیز و تفکیک و یا تجمیع و مشابهت
- نظریههای جدید به نسبت نظریههای پذیرفته شده ی گذشته، باید شرایط محلی و محدودیتهای چارچوبی نظریههای قدیمی را نشان دهند. برای مثال نظریه نسبیت نشان داد؛ مکانیک نیوتنی در مورد اجسام پر چگال و با سرعت بالا نتایج صحیحی نداشت! یا در مکانیک کوانتومی موجه کرد: در خصوص اجسام کوچک یعنی ذرات بنیادی نیز، نظریه ی نیوتن می لنگد!
2. قوت و استحکام مفهومی
مدل و نظریه ی ارائه شده، با تعریف یا بازتعریفی از اجزا، ابعاد و روابطی مشخص می شود که تلاش دارد حرکات و تغییرات یک سیستم پویا را از دریچه ی فکتها و شواهد بیناذهنی موجه کند. پارامترها، متغیرها، روابط و عملگرهای ارائه شده در این مدل/ نظریه باید هر چه بیشتر:
- دقت
- صراحت
- سادگی
- خوش تعریفی
بین ابعاد اجزا و روابط و عملگرهای مورد استفاده (مفاهیم روابط و عملگرها) وجود داشته باشد.
3. میزان تعهدات نظری و فروض متافیزیکی مورد نیاز
- اصول موضوعه
- مفروضات
4. سازگاری درونی گزارههای محوری و روشهای تبیینی (Consistency)
- در پیش فرضهای آن مدلسازی یا نظریه پردازی، گزارهها و مفروضاتی که با یکدیگر سازگار نباشند وجود نداشته باشد. (یک گزاره، گزاره دیگر را نفی/ نقض نکند)
- سازوکارها و عملگر و توابع تعریف شده در این مدل سازی، به خروجیها و نتایج ناساگاری منجر نشوند. و یا همدیگر را نقض نکنند.
- به نسبتی
5. همبستگی و تقویت درونی و هم تاییدی (Coherency)
- توصیفها و توضیحها Ad Hoc و بی ارتباط از هم نباشند و یک مدل به هم وابسته و شبکه ای همبسته از مفاهیم و روابط و اثرات را نشان دهد.
6. قدرت پیش بینی و توان تعمیم پذیری (قدرت تجویزی)
- عملگرایی / کارکرد
7. قابلیت استفاده و توان الهام بخشی در سایر حوزه ها
- توانایی مرکزیت یافتن و کاندیدا شدن برای یک برنامه ی پژوهشی وسیع تر
- نمونه ی خوب، بحث الکتروالکتریک انیشتین که در ساختن تجهیزات عکسبرداری پزشکی به کار گرفته شد.
8. توانایی صوری پذیری و بیان شدن به مثابه یک دستگاه منطقی/ریاضی
منطق و ریاضیات زبانهای توصیفی خوبی برای ساده سازی و بیان تکنیکی مدعیات علمی هستند. منطقی — ریاضیاتی پذیری ادعاها و مفهوم سازیهای هر نظریه نشان دهنده ی وضوح و نقدپذیری و توسعه پذیری آن نظریه خواهند بود.
مهدی سالم، 3 دسامبر 2022؛
ریچموندهیل