هستی و درک‌پذیری

هستی و درک‌پذیری

مهدی سالم · · 5 دقیقه مطالعه
نوشته‌ی مدیوم

هستی و درک‌پذیری

فهم‌پذیر بودن و هست بودن؛ رابطه‌ی بین باورهای ما و جهان واقعی

مقدمه

برهان در مورد رابطه‌ی بین فهم‌پذیری و تطبیق‌پذیری با اصول منطقی است. در این برهان، ما در مورد هستومندها* و واقعیت‌ها صحبت می‌کنیم و نگاهی به چگونگی ارتباط این هستومندها با باورها و فهم‌پذیری ما از آن‌ها می‌اندازیم.

  • هستومند معادل انگلیسی Entity و شیء است.
  • هستومندها و واقعیت‌های متنوعی در جهان وجود دارند. انسان‌ها باورهایی در مورد این هستومندها دارند که توسط گرایش‌های گزاره‌ای قابل بیان هستند و به اصول و ضروریات منطقی پایبندند. برای فهم درست از هستومندها، اصول منطقی مانند اصل همانی و عدم تناقض باید رعایت شوند.
  • هستومندهایی که قابل فهم هستند و به ما آشکار می‌شوند، با ضروریات منطقی همخوانی دارند. این بدان معناست که گرایش‌های گزاره‌ای معتبر، از روابط منطقی معتبری پیروی می‌کنند. به عبارت دیگر، اگر یک هستومند قابل فهم باشد، این هستومند از اصول و ضروریات منطقی پیروی می‌کند.
  • اما در مورد هستومندهایی که قابل فهم نیستند، نمی‌توان اطمینان حاصل کرد که آن‌ها از ضروریات منطقی پیروی می‌کنند یا خیر. این نوع هستومندها برای ما تقریرناپذیر و غیر قابل صورت‌بندی هستند و به همین دلیل نمی‌توانیم از رابطه‌ی آن‌ها با اصول منطقی بحث کنیم.
  • بنابراین، گرچه می‌توانیم برای هستومندهای قابل فهم اطمینان حاصل کنیم که از اصول منطقی پیروی می‌کنند، نمی‌توانیم همین اطمینان را برای کل هستومندها و واقعیت‌های جهان داشته باشیم. این محدودیت در فهم ما از جهان باعث می‌شود که نتوانیم ادعای عمومی در مورد کاربرد اصول منطقی برای هر هستومندی در هستی بیان کنیم. در این بخش خلاصه‌ی استدلالی به فارسی درباره رابطه‌ی بین باورهای ما و جهان واقعی بررسی می‌شود. استدلال به شرح زیر است:
  1. هستومندها و واقعیت‌هایی وجود دارند.
  2. ما فهم‌هایی از هستومندها داریم که به شکل باورهایمان به صورت گرایش گزاره‌ای قابل بیان است. (قابلیت صورت‌بندی منطقی دارد)
  3. دانش و باورهای من به نسبت هستی محدود است، یعنی موجه است این که وجود دارند چیزهایی که من باوری در خصوص آن‌ها نداشته باشم. (محدودیت تجربه و باورهای من نسبت به هستی)
  4. اصول و ضروریات منطقی بر هر صورت‌بندی از گرایش‌های گزاره‌ای حاکم هستند. (بدون اصول و ضروریات منطقی صورت‌بندی منطقی معتبر و WFF نخواهیم داشت. )
  5. فهم درست داشتن بدون ضروریات منطقی از جمله اصل این همانی و عدم تناقض ممکن نیست. (مبانی منطق بر گرایش‌های گزاره‌ای باورهای ما حاکم است.)
  6. چیزهایی از هستی که به فهم ما می‌آیند و قابلیت صورت‌بندی منطقی و WFF شدن می‌یابند، با ضروریات منطقی منطبق هستند. (گرایش گزاره‌ای معتبر، از روابط منطقی معتبری پیروی می‌کند)
  7. اگر هر آنچه هست فارغ از محدودیت‌های تجربه‌ی ما، فهم‌پذیر باشند، آن‌ها از ضروریات منطق تبعیت می‌کنند. (فهم‌پذیری = قابلیت تقریر و صورت‌بندی به شیوه‌ی گزاره‌ای = تبعیت از اصول و ضروریات منطقی)
  8. اگر چیزهایی باشند که فهم‌پذیر نباشند، نمی‌توان از تبعیت یا عدم تبعیت آن‌ها از ضروریات منطقی سخنی گفت. (نااطلاعی از کیفیت تطبیق‌پذیری روابط منطقی بر موارد تقریرناپذیر و غیر قابل صورت‌بندی)
  9. نمی‌توان از عمومیت داشتن این اصول منطقی برای هر هستومندی در هستی خبری داد و ادعای موجهی را بیان کرد.

خلاصه استدلال:

استدلال نشان می‌دهد که باورهای ما درباره جهان واقعی بر اساس فهم و درک ما از هستی شکل می‌گیرند. این باورها تنها زمانی معتبر هستند که با ضروریات منطقی مطابقت داشته باشند. با این حال، همچنین ‌اگر بپذیریم که همه چیز در جهان واقعی قابل فهم نیست، بنابراین نمی‌توان نتیجه‌گیری کرد که ضروریات منطقی به همه جنبه‌های جهان واقعی قابلیت تسری دارند. استدلال صوری منطقی معتبر این برهان به زبان فرمال به شرح زیر است:

1- ∃x (W(x) ∧ B(x)) (Premise)
2- ∀x (W(x) ∧ (B(x) → L(x))) (Premise)
3- ∀x (W(x) ∧ (L(x) ↔ P(x))) (Premise)
4- ∃x (W(x) ∧ ¬P(x)) (Premise)
.: ∃x (W(x) ∧ ¬L(x))
1- ∀x W(x)
2- ∃x (W(x) ∧ B(x))
3- ∀x (W(x) ∧ (B(x) → L(x)))
4- ∃x (W(x) ∧ B(x) ∧ L(x))
5- ∀x (W(x) ∧ (L(x) ↔ P(x)))
6- ∀x (W(x) ∧ (B(x) ↔ P(x)))
7- ∃x (W(x) ∧ ¬P(x))
.: ∃x (W(x) ∧ ¬L(x))

توضیحات:

  1. W(x): x هستومند واقعی
  2. B(x): باور داریم به x
  3. L(x): x با اصول منطقی سازگار است
  4. P(x): x قابل فهم است

با استفاده از این پیش‌فرض‌ها، ما به استنتاج می‌رسیم که برای حداقل یک هستی وجود دارد که فهم‌پذیر نیست و آن هستی از ضروریات منطقی تبعیت نمی‌کند.

اثبات صورت خلاصه با استنباط طبیعی

اثبات صورت تفصیلی با استنباط طبیعی

صورت‌بندی اولیه‌ی برهان:

  1. چیزهایی و واقعیت‌هایی به نام هستی وجود دارند. (هستنده یا هستومندهایی هستند)
  2. من فهم‌هایی از هستی به شکل باور دارم. (من ارجاعاتی به برخی هستومندهای هستی دارم که حاوی گرایش گزاره‌ای است)
  3. به این دلیل که فهم درست داشتن بدون ضروریات منطقی از جمله اصل این همانی و عدم تناقض ممکن نیست.
  4. بنابراین موجه است چیزهایی از هستی که به فهم ما می‌آیند را منطبق با ضروریات منطقی بشناسیم. یعنی نتیجه بگیریم در هستی واقعیت‌های فهم‌پذیری هست که بر اساس اصول منطقی کار می‌کنند.(1و2و3)
  5. اگر هر آنچه هست فارغ از محدودیت‌های تجربه‌ی من، فهم‌پذیر باشند بنابراین هر آنچه واجد هستی است از ضروریات منطق تبعیت می‌کنند.
  6. اگر باشند چیزهایی که فهم‌پذیر نباشند، نمی‌توان از تبعیت یا عدم تبعیت آن‌ها از ضروریات منطقی سخنی گفت.
  7. بنا به تعریف من قادرنیستم در خصوص عدم وجود موارد فهم‌ناپذیر در هستی باور موجهی داشته باشم.
  8. بنابراین نمی‌توانم از عمومیت داشتن این اصول منطقی برای هر هستنده ای در هستی خبری بدهم و ادعای موجهی را بیان کنم.
۰ از ۵ (۰ رای)
اشتراک‌گذاری: