فلسفه‌ی ذهن

فلسفه‌ی ذهن

مهدی سالم · · 4 دقیقه مطالعه

فلسفه‌ی ذهن

فلسفه ذهن

دوانگاری ضد توحیدی


فلسفه ذهن

دوانگاری ضد توحیدی

  • احد واحد، تغییر و حرکت بردار نیست.
  • هستی دارای حرکت و تغییر است.
  • هستی احد واحد نیست.

هستی در چه تعبیری متحرک است و در چه تعبیری غیر متحرک، آیا هستی محرک لایتحرک است؟

موجه هایی برای دوانگاری (1)

1- آیا ما علم داریم؟ یعنی نظریه هایی که رفتار طبیعت و عناصر مشاهده پذیر هستی را برایم تبیین کنند؟ (عناصر، ویژگی ها، محیط ها و روابط بین آن ها را مدل کنند)؟ پس علم وجود دارد. (اگر علمی وجود نداشته باشد و گزاره صحیح و غلطی نباشد، پس چه چیزی ایرادی خواهد داشت، از جمله اینکه علم و طبیعت، آگاهی و بدن دوگانه است!)

2- آیا ما جدای از طبیعت هستیم؟ یعنی عنصری متمایز و تافته ای جدا بافته از طبیعت هستیم؟ اگر هستیم که پس 1 ما هستیم و 2 طبیعت. اگر خیر پس: فقط و فقط طبیعت وجود دارد..

3- اگر علم وجود دارد، یعنی توانایی بازشناسی و الگویابی از رفتارهای طبیعت، اگر فقط و فقط طبیعت وجود دارد (یعنی عالم به طبیعت خارج از طبیعت نیست)، آیا این به این معنی نیست که طبیعت به رفتارها و کنش خود آگاه است و به خود علم دارد؟

تقریر بعدی:

1- همه ی عناصر طبیعت دارای ویژگی های مشترک و یکسانی هستند و طبیعت یکنواخت و یک دست است.

2- تفاوت ها در عناصر طبیعی، در قالب ویژگی های طیفی و توزیعی هستند. یعنی تفاوت های کیفی در طبیعت وجود ندارد، چرا که یکنواختی طبیعت ایجاب می کند کیفیت های متمایزی وجود نداشته باشند، والا باید از طبقه ها و گروه های کیفی متفاوتی حرف زد.

3- بنابراین ویژگی مشاهده شده در هر یک از عناصر طبیعت را باید بتوان تا حدی و به شکلی در سایر عناصر آن بازیابی و بازشناسی کرد.

4- علم و آگاهی و صدق و کذب، به تعبیر دیگر آگاهی و هوشمندی نزد انسان ها وجود دارند.

5- بنابراین، همه ی عناصر طبیعت تا حدودی و به شیوه ای دارای، علم و آگاهی و هوشمندی و صدق و کذب شناسی هستند. حتی اتم ها و ذرات زیر اتمی

1- آیا ما چیزی غیر از اتم ها و مولکول ها و طبیعتی هستیم که مطالعه پذیر و مشاهده پذیر هستند؟

2- آیا ما صاحب علم و گزاره های صحیح و دغدغه های درست و غلط نیستیم؟

3-

موجه هایی برای دوگانه انگاری (2)

ماده و درک ماده…. چرا و چگونه ماده می تواند ماده را درک کند؟

یعنی اگر ماده و مادی بودن، یعنی تعین داشتن و تثبیت شده بودن و به تعبیری سفت و سخت و سلب بودن باشد، چرا شک و تردید و صدق و کذب از این ماده برون می زند؟ این ظهور و بروز چه نتیجه ای را در بردارد؟

اگر درک ماده و درک پذیری ماده، خود امری مادی است، چرا این صفت در برخی مواد هست و در برخی نیست؟ به نظر نمی توان در نگاهی تقلیل گرا و متحد الشکل چنین گفت.

یا اگر در همه ی مواد هست، چرا ماده را به همان نسبت که خود را صاحب هوش و شعور و آگاهی می دانیم، آنرا نیز صاحب هوش و شعور و آگاهی ندانیم؟

در این حالت چرا اصالت ماده را به این هوش و شعور و آگاهی و درک پذیرندگی اش ندهیم؟ یعنی بگوییم تنها یک ماده داریم و آن آگاهی و درک و شک پذیری و عدم قطعیت است؟

هویت ها، ذهنیت ها و ارجاعات

آیا ارجاعات ذهنی/ درونی ما قابلیت سلب شدن (Rigid-able) دارند؟

اگر چنین امری ممکن و یا موجه شدنی نیست، آیا به دلیل نیازمندی مدلول به جدایی از دال و دلالت گر نیست؟ در موضوع امر ذهنی، و کیفیات و وضعیت های ذهنی گویا چنین تمایزی نیست. ما مفهوم درد را از درد خود انتزاع می کنیم، که ممکن است ویژگی کارکردی سیستم مغزی و فیزیولوژیک ما باشد. یعنی مرجع و مدلول متمایزی نداشته باشد.

همچنین در مدلول های سطح بالاتر، به نظر وضعیتهای مشابه از شرایط و زمینه های مختلفی پدید بیایند. از این رو بر مبنای دیدگاه مکی در روابط علی می تواند یک معلول (وضعیت حادث) از شرایط کافی متفاوتی که هر یک لازم نیستند تحقق یابد. برای مثال آتش سوزی در شرایط و با ترکیب های مختلفی محقق می شود.

دست آوردها و کمک های علوم عصب شناسی برای دغدغه ها و سوالات فلسفی ما در فلسفه ی ذهن

خلاصه سازی سخنرانی دکتر ابراهیم آزادگان در سمینار مغز و شناخت دانشگاه شریف

مراجع:

فلسفه ذهن — دکتر آزادگان

۰ از ۵ (۰ رای)
اشتراک‌گذاری: