حقیقت و سروش!

حقیقت و سروش!

مهدی سالم · · 2 دقیقه مطالعه
نوشته‌ی مدیوم

حقیقت و سروش!

در موضوع ارائه‌ی مطلب «حقیقت و روش» آقای عبدالکریم سروش در کلاب هاوس


حقیقت و سروش!

در موضوع ارائه‌ی مطلب «حقیقت و روش» آقای عبدالکریم سروش در کلاب هاوس

ایده‌های نوشتاری:

۱- اولیّت و اولویت معرفت‌شناسی بر هستی‌شناسی.

۲- اضافی بودن و مجاز بودن عالم خارج!

۳- تقدم تصدیق بر صدق! صدق حاصلِ موجه شدن و موجه تشخیص داده شدن است.

۴- باورمحوری و نه گزاره‌محوری!

۵- فاعل شناسا و رابطه‌ی معرفت با آن، و نه معرفت به‌مثابه‌ی یک موضوع متمایز از فاعل شناسا (همان گزینه‌ی ۱).

۶- شهودگرایی به‌جای واقع‌گرایی (پروف‌تئوری در مقابل مدل‌تئوری).

۷- حقایق و نه حقیقت!

۸- عقل سلیم؛ معیار ارزیابی پیشینی مواجهه‌ها و ارزیابی‌های معرفتی.

۹- اجماع عقلا؛ یعنی معقول دانستن توسط گروه مرجعی که صاحب عقل سلیم در موضوع هستند.

۱۰- روش و فراروش؛ دیدگاه‌های هنجاری و ایجابی و نحوی به‌مثابه‌ی فراروش! توسل به صدق تطبیقی در تحدی و تعقیب حقیقت معقول است! (فراروش) پذیرش این گزینه‌ی فراروش‌شناختی خود به‌واسطه‌ی معقول بودن آن است!

۱۱- …

صدق یا توجیه!

واقعیت یا حقیقت/ حقایق!

بیرون یا درون! (جهان خارج یا عقل سلیم)

باور/ باورها یا معرفت! (شناسا یا شناسایی!)

فرایِ (روش یا فراروش)!

من یا ما یا «منِ در ما»!

حتی اگر نظریه را توصیفی بدانیم:

اگر توصیف ما تغییر و مواجهه را تخفیف به نتیجه بدهد، اصلاً نظریه و تبیین نیست! این ایراد بزرگی است.

چرا اجماع تغییر می‌کند؟ آیا نتیجه‌ی عملی و تطابق داشتن آن ایده و پیش‌بینی با واقعیت و توانایی مستقیم حل مسأله، آن را تعیین کرده است؟

آیا یک ایده و دیدگاه منسجم که تبیینی خوش‌فرم و خوش‌تعریف آن را موجب شده است؟

آیا میزان مطلوبیت و کارایی و جذاب بودنش است؟

آیا چون از مرجع قوی و قدرتمندی صادر شده و جبراً تحمیل شده است؟

۰ از ۵ (۰ رای)
اشتراک‌گذاری: