جبر یا اختیار؛ ترسیم ایستگاه‌های اندیشه‌ورزی

جبر یا اختیار؛ ترسیم ایستگاه‌های اندیشه‌ورزی

مهدی سالم · · 5 دقیقه مطالعه
نوشته‌ی مدیوم

جبر یا اختیار؛ ترسیم ایستگاه‌های اندیشه‌ورزی

ملاحظات و نیازمندی‌های یک بررسی عالمانه در خصوص این دغدغه‌ی شهودی چیست؟


جبر یا اختیار؛ ترسیم ایستگاه‌های اندیشه‌ورزی

ملاحظات و نیازمندی‌های یک بررسی عالمانه در خصوص این دغدغه‌ی شهودی چیست؟

اختیار چیست؟

وقتی می‌گوییم اختیار از چه حرف می‌زنیم؟

جبر یعنی ارتباط و اتصال و کنش و پذیرش داشتن. جبر یعنی محدود شدن.

مقدمه‌ها

  • توهم چیست؟ متوهم بودن چه التزامی به همراه دارد؟
  • تحلیل و توضیح الگوریتمیک و مستقیم یا تحلیل و توضیح کلاسیک و برهان خلفی.
  • ساختار منطقی بررسی چیست؟ ۱. پیشنهاد: ۱) مشخص کنید الف و ب را نقیض می‌دانید؟ ۲) آیا اصل طرد شق ثالث مقبول می‌افتد؟ یعنی آیا برهان خلف دارید در بحث؟ ۳) اگر هر دو بتوانند برهان خلف بیاورند و هر طرف الف یا ب را طرد کند، چگونه تحلیلش خواهید کرد؟ الف = اختیار، ب = جبر … فرضاً ۲. اگر الف = سازگارگرایی است و ب = ناسازگارگرایی، در این حالت چطور؟
  • علت و دلیل؛ مرزبندی‌ها و ملاحظات.
  • رابطه‌ی کل و جزء؛ بارقه‌های امید.

بارقه‌های اختیار

  • فهم نقیض! درک نقیض و صحبت از نقیض را نمی‌توان تحلیلی توضیح داد!
  • قابلیت بزرگ‌تر بودن چیزی از خودش (سیستم متحرک)؛ ناتمام بودن در بستر واقعیت.
  • رابطه‌ی کل و جزء (بروز‌یافتن و فرارویدادگی). اگر کل به جزء فروکاستنی نباشد، این اضافه چگونه قابل توجیه است؟ آیا این اضافه شدن نیست که قابلیت‌های جدیدی اضافه می‌کند و این‌ها خود «قابل ارجاع» می‌توانند باشند؟ آیا کل می‌تواند اثر‌گذار باشد؟ اثر‌گذاری کل بر اجزا یک‌طرفه یا دوطرفه است؟ اگر چیزی تأثیر یک کل باشد و نه اجزای آن، آیا اتفاق را می‌توان به آن کلیت اتصال داد؟ نقد: آیا در یک نگاه کلان‌تر و داخل سیستم بزرگ‌تر، این بروز‌یافتگی و ویژگی‌های جدید قابلیت توضیح تحلیلی ندارند؟
  • همزمانی و در‌حال‌بودگی.
  • هر نوع دفاعی از جبر، تنها با اختیار موجه و معقول می‌شود.
  • در جبر‌گرایی، دفاع از اختیار به اندازه‌ی دفاع از جبر موجه و هم‌ارزش است!

موجه‌های جبر

  • «منِ» عاملِ عمل و تصمیم‌گیر چگونه چیزی است؟
  • اراده‌ی آزاد؛ آزاد از چه چیزی؟
  • مشکلات مفهومی در ارجاع به آزادی، استقلال و نظایر آن.
  • ممتنع بودن ترجیح بلامرجح!

طیف‌های پاسخ چیست؟

  • جبر‌گرایی سخت
  • جبر‌گرایی نرم (سازگارگرایی)
  • اختیار‌گرایی نرم (سازگارگرایی)
  • اختیار‌گرایی سخت

ایستگاه اول: واحد بررسی کدام است؟

  • سؤال از جبری یا اختیاری بودنِ چه چیزی است؟

ایستگاه دوم: جغرافیای مفهومی این واحد بررسی کدام است؟

ایستگاه سوم: معنا و برد معرفتی ادراکات شهودی ما کدام است؟

درک شهودی ما از اختیار در مقایسه با سایر درک‌های شهودی ما.

  • شهود ما از عینیت و مطلق نبودن و به دلخواه نبودن امور و شرایط اطراف.
  • شهود ما از توقف‌ناپذیری زمان.
  • شهود ما از احساسات و عواطف یا ترس و اضطراب‌های توقف‌ناپذیر.
  • شهود ما از تخیل و رؤیا و اشتباه کردن.

ایستگاه چهارم: عاملیت و نقش داشتن در یک اتفاق یعنی چه؟

به چه اعتباری می‌توان یک حادثه را به یک عامل منتسب کرد؟ آیا اگر این انتساب بی‌انتها باشد و یا به دور و تسلسل بیانجامد مشکلی به‌وجود می‌آید؟

یعنی اگر اجزایی و شرایط زمینه‌ای برای یک اتفاق لازم بودند (شرط لازم): ۱- به چه اعتبار این‌ها شناسایی و ارجاع شده‌اند؟ ۲- به چه اعتبار و با چه موجهه‌ای نمی‌توان خروجی را به جمع جبری آن‌ها مربوط کرد؟ یعنی خروجی را به آن لوازم و عقبه تقلیل داد؟

خودآگاهی گویا یک سینگولاریتی (تکینگی) ریزی ایجاد می‌کند. یک بافر زمانی به‌دست می‌دهد، یک کلیت قابل ارجاع از آن به‌دست می‌آید که به اراده و اختیار و آزادی عمل اضافه‌ای منجر می‌شود که در سطوح پایین‌تر و اجزای آن، یا جمع جبری اجزای آن موجود نیست. از این رو تنها به مدلول و مرجع آن که کلیت و یک حالت فرارویدادگی و بروز‌یافته است، قابل تخصیص است!

خروجی و عملکرد این کل جدید به این کلیت و نه تک‌تک اجزای آن قابل اطلاق است. یعنی نمایش زمان به ساعت متعلق است و نه هیچ یک از اجزای آن یا جمع جبری اجرای آن. یعنی اجزا در آرایشی و ارتباطی با یکدیگر باید باشند که ساعت بودن را محقق کنند که زمان را نمایش دهد. اگر این ساعت بودن به‌شکل تحلیلی و فهرست شمارایی از توصیفات قابل فروکاست نباشد، یعنی ابهام‌ها و یا پیچیدگی‌ها و یا اموری تصادفی در آن نقش داشته باشند، تنها می‌توان به وضعیتِ نتیجه داده شده ارجاع داد و این را عاملیت و کارکرد آن کلیتِ بازشناسی شده تعبیر کرد.

ایستگاه پنجم: پاسخ‌های محتمل

جبر کامل و قطعی

  • جبر کاملی برقرار است. یک نظام کاملاً جبری برقرار است، بدون دامنه‌ای از آزادی عمل آزادانه و غیرمتصله.
    • در هستی چیزی جز اتفاق نیست، و هر حادثه‌ای و اتفاقی متعین و محدود و معطوف به شرایط و عوامل و پارامترهایی است که متقدم بر آن است.
    • آزادی عمل‌های مفروض و یا اتفاق‌های بی‌سرمنشأ، حاصل ضعف اطلاعاتی و نگرش ناقص ناظران آن‌ها است.

اختیار کامل و آزاد

  • انسان و انسان بودن، یعنی آزاد و رها از سرمنشأها و سرچشمه‌های علی بودن (زنجیره‌ی علی)؛ این ظرفیت در آگاهی ما که منشعب از یک آگاهی یکپارچه و گسترده است، وجود دارد و در صورت فعال بودن این آگاهی، رفتارهای مختارانه خواهیم داشت.
  • رفتارهای خود‌به‌خود و علی-طبیعی ما و اجزای بدن ما، وضعیت هواپیمای خودکاری است که به‌شکل پیش‌تنظیم، مشابه سایر حیوان‌ها و عناصر هستی در ما وجود دارد و این وضعیت به محض فعال شدن آگاهی و اراده بر اساس چارچوب‌ها و ظرفیت‌های فیزیکی موجود، در دسترس اراده قرار می‌گیرد.

اختیار محدود و چارچوب‌مند

اختیار در منشأها و جبر در عواقب و نتایج

اختیار ناشی از تصادف

اختیار ناشی از ویژگی‌های بروز‌یافته و تحویل‌ناپذیر

تحلیل آزمون‌ها، آزمایش‌های فکری و مثال‌های معروف:

۱- دومینوها

۲- آزمایش لیبت

۳- آزمایش واگنر

۴- آزمایش هاینس

۵- الاغ ژان بوریدان (Halting Problem)

Principle of Sufficient Reason/ Principle of Indifference / Halting Problem / ترجیح بلامرجح همگی تعابیر مختلفی از این موضوع در حوزه‌ها و زمینه‌های مختلف هستند.

مشکل مرغ و تخم‌مرغ در اختیار

تخم پرنده‌ای که مرغی از آن زاده می‌شود، آن مرغ زاده شده (که پس از این «مرغ» قابل نام گرفتن است) حاصل جهش ژنتیکی قابل انتقال در پرنده‌ی مادر یا پدری است که مرغ نیستند، بلکه فرضاً پرنده‌ی دیگری هستند.

۰ از ۵ (۰ رای)
اشتراک‌گذاری: