ارزش و رفتار؛ یک پویاشناسی
ارزشها، شکلدهنده به رفتار بشری، یا رفتار بشری نمود ارزشهای او؟
در خصوص مبحث متأخری که دیروز ناتمام ماند، در مبحث ارزش، به نظر حداقل دو وضعیت هست.
ارزشها، شکلدهنده به رفتار بشری، یا رفتار بشری نمود ارزشهای او؟
در خصوص مبحث متأخری که دیروز ناتمام ماند، در مبحث ارزش، به نظر حداقل دو وضعیت هست.
۱. ارزشها مشترک هستند و درک و اولویتبندی از آنها نیز مشترک است. در این حالت شاید تاکتیک و تشخیصها محل اختلاف باشند.
۲. ارزشها و یا نوع درک و اولویتبندی آنها مشترک نیست. اینجا محل اختلاف اصلی است.
اینجاست که بنده عرض میکنم یا میشود به تفاهم و همبستگی (به هر نوعی) رسید و یا مسیر مدنی و مبتنی بر تفاهم و همکاری قطع میشود و نوع بدویتر از رقابت و تنازع خودش را بروز میدهد. همانی که جورج واشنگتن هم گفت، اگر بتوانیم و تا زمانی که بتوانیم جمهوری! قاعدهی تعادل و توازن و برهمخوردنش تا تعادل و توازن جدید، یک قاعدهی جاری هست از دید بنده در بسیاری از پدیدهها.
اگر اشتباه نکنم، شما میفرمایید ارزشها ثابت هستند! یا یک سری ارزشها با نوع خاصی از درک و اولویتبندی آنها ثابت هستند، ولی من تنها میتوانم بپذیرم این دیدگاه و عقیدهی شما و خوانش شما از موضوع هست. در ادامهی گفتگو و دقیقتر شدن موضوع هست که مشخص میشود آیا این گونه بوده و یا نه، خود گفتگو و مباحثه در نزدیکی ارزشها (یا نوع درک و اولویتبندیشان) مؤثر بوده و یا حتی در تقریر محل نزاع و اختلاف مؤثر بوده یا نبوده است. این را خودِ طی کردن مسیر مشخص میکند.
ممنون میشوم شما دیدگاهتان را بفرمایید در مورد این برداشت.
در خصوص حکومت،
۱. بنده حکومت را کارگزار میدانم.
۲. حکومت نقش مهمی هم در برقراری نظم و همبستگی جامعه بر عهده دارد. متکفل اصلی کالاهای عمومی (از جمله همین انتظامبخشی و فراهمآوری شرایط همزیستی) حکومت هست.
۳. حق تعیین سرنوشت و تدبیر کارگزاری را هم مشاع و مشترک میدانم بین آحاد جامعه (شهروندان)،
۴. دیدگاه و نگرشها و اولویتبندیهای شهروندان را هم متغیر و سیال میدانم. (طبیعتاً لختی و سکونی هم در این بین هست که عالم پیوستگی و تداوم و یکپارچهسازی هست. درست مثل شبکهی درهمتنیدهای از باورها و ارزشهای پایه و درکها و بازخوانیهای متحدالمرکز. (نرخ تغییرات در همه چیز ثابت نیست))
۵. بنابراین ضروری است مکانیزمی برای سازگار کردن این سیال بودن و تغییرات با امر انتظامبخشی تدبیر شده باشد. (تدبیر این امر که این سیال بودن را با امر کارویژهی انسجامبخشی و انتظامبخشی حکومت باید سازگار کرد ضروری میدانم.)
۶. اینجاست که به نظر میرسد اگر ارزشها و اولویتبندیها را به عنوان خروجی تصمیمها و انتخابهای جامعه نگاه کرد، و حکومت را مبتنی بر آن خروجیها منعطف دید. اعوجاجهای سیستم کمینه شوند. یعنی ارزشها که خود ورودی و راهبر و تعیینکنندهی رفتارها و نگرشها هستند، در این جا نه به عنوان ورودی و مفروضات سیستم بلکه برآیند درک اجتماعی از آنها در بستر واقعیت دیده بشوند.
۷. طبیعتاً نهادهایی در سیستم خواهند بود که جامعهپذیری، درک مشترک از ارزشها و تقویت ارزشهای سنتی و عرفی شده را ترویج کنند، نهاد خانواده، آموزش و فرهنگ اصلیترین این نهادها هستند، ولی خروجی یعنی برآیند تصمیمی که جامعههی هدف اتخاذ میکند است که مبنای همبستگی اجتماعی هست و نه روایتهای تثبیت شده و شعاریای که یک ناظر بیرونی ممکن است شیفت یا تغییر زیادی در ارزشها و یا درک و اولویتبندی آنها طی زمان ببیند.
جایی که مشکل و تزاحم ایجاد میشود، اینجاست که نهاد حکومت متکفل محافظهکاری شود و بخواهد به شکل تحمیلی ارزشهای “بر فرض ورودی” را حفظ کند، اینجا به نظرم حکومت از نقش کارگزاری خودش خارج شده است.
بهخصوص اگر در این میان پای مباحث اختلاف در برخورداریها و طرفداریها و … هم بهخصوص با ابزارهای غیریتساز و محدودیتهای طرفدارانه به میان آمده باشد. اتفاقی که من در مورد ایران میبینم.
مواردی مثل حقوق اساسی، اکثریت و اقلیت، مرجع کسب اعتبار و مشروعیت، مطلق و نسبی بودن ارزشها و … هم خود در این قاعده جاری و ساری هستند.
روز خوش و ایام به کام،
شاد زی، مهر افزون
Mahdi Salem,
Richmond Hill, ON
25-Oct-2022
- این مطلب را برای علی احمدی امین فرستادم، گفتگوی ما ناتمام ماند در روم و من پایین انداخته شدم و بعدش باتری تلفنم تمام شد.