اخلاق؛ نهادشناسی اخلاق

اخلاق؛ نهادشناسی اخلاق

مهدی سالم · · 13 دقیقه مطالعه
نوشته‌ی مدیوم

اخلاق؛ نهادشناسی اخلاق

توصیف اخلاق توصیفی!


اخلاق؛ نهادشناسی اخلاق

توصیف اخلاق توصیفی!

مقدمه

اخلاق در هر دو مفهوم ۱- هنجاری (Ethics) و ۲- ارزش‌محور (Morality) خودش با اختلافاتی، از طریق مفهوم‌سازی و پاداش‌سازیِ مفهومی-اجتماعی؛ رفتار مطلوب را تقویت می‌کنند و رفتار بدوی و طبیعی را پس می‌زنند.

از دید من دین، بر اساس همین الگو چنین کاری را برای درخواست‌های بزرگ‌تر (بندگی و سرسپردگی و باور ایمانی به غیب و خدا) با پاداش‌ها و مفهوم‌سازی‌های بزرگ‌تری انجام داد. یعنی من دین را گسترش یافته‌ی “الگوریتم شکل‌دهی به تصمیم و کنش” که توسط اخلاق شروع شده، می‌دانم.

به شکل خلاصه بنده اخلاق را در هر دو تعبیر یک نرم‌افزاری می‌دانم که در ذهن (سیستم‌عامل) فرد انسانی به تدریج کد می‌شود و کامل‌تر می‌شود. فرد انسانی وقتی خودش توانایی بازبینی و رفع اشکال از این نرم‌افزار را پیدا کرد، سیستم اخلاقی‌اش وارد مرحله‌ی تمایز جزئی می‌شود. یعنی الگوی تصمیم اخلاقی‌اش مستقلاً رشد می‌کند و بازخوردهایی که می‌گیرد، آن را به نسبت متمایز می‌کند با وجودی که چون این بازخوردها از دیگری و روابط اجتماعی هست، یک نسبت تشابه و سازگاری زیادی بین این الگوها وجود خواهد داشت.

در این نوشته تفسیری طبیعت‌گرایانه از نهاد اخلاق در جوامع بشری ارائه می‌شود. در این دیدگاه تفسیری، طبیعت‌گرایی تقلیل‌گرایانه منظور نظر قرار نگرفته است. یعنی همه‌ی واحدهای تحلیل در طبیعت با قواعد و قوانین سطح زیرین تبیین نشده یا تبیین شدنی فرض نشده است، با این وجود دلایل بروز رفتارهایی که در نگاه اول ناسازگار دیده می‌شوند، به شکلی بطئی، خود سامان و خود تنظیم‌گر تصویر‌سازی شده است. در انتها در خصوص چالش‌های تقلیل‌گرایی طبیعت‌گرایانه و اثرات آن بر اخلاق هنجاری بحث مختصری اضافه شده است که جای تکمیل دارد.

اخلاق چگونه شکل می‌گیرد و موجه می‌شود

مفهوم‌سازی اخلاقی چگونه صورت می‌گیرد، اخلاقی شدن چگونه فرایندی است

در تقابل دو موضوع فرضی

۱. مدنیت Civilized و ۲. بدویت Primitive/ Naturalistic

رفتار و کنش مدنی رفتاری است که طبق آداب و قواعد هنجاری جمع‌پذیری انجام می‌شود. رفتاری که باید آموخته شده و کنشگر برای آن تربیت شده باشد. بنابراین به نظر رفتار مدنی رفتاری فی‌البداهه spontaneous نیست.

از این رو رفتار مدنی رفتاری مورد انتظار است، (هنجاری) که محمل همبستگی و همکاری و توافقات ضمنی کنش‌های متقابل است.

رفتارهای مدنی خود به چند دسته قابل تقسیم است،

  • رفتارهای فردی (فرد در نزد خود فرد)،
  • رفتارهای اجتماعی (فرد در نزد جمع)،
  • رفتارهای مربوط به نقش خاص؛ از جمله رفتارهای حرفه‌ای/ طبقه‌ای، و ….

فرهنگ و سنن و سایر قواعد هنجاری جامعه، نظیر آداب، قانون، مقررات و … مبنای ترویج و تثبیت این قواعد و هنجارها هستند.

این قواعد خود بر اساس ارزش‌ها و اصولی مستند و موجه می‌شوند که حاصل، درک تاریخی شده، دروس آموخته و تجارب تاریخی آن اجتماع بشری یا اجتماع‌های در ارتباط بوده است. فرایند این درک و مفهوم‌سازی و استعلای اطلاعاتی نظری، فرایندی زنده و پویا و به تعبیری کتابی ناتمام است که حاصل کنش جمعی آحاد آن جامعه از میان حوادث و اتفاقات داخلی-محیطی آن است.

این تجارب و آموزه‌ها و مقوم‌های فرهنگ، سنت و هنجارها عمدتاً از طریق هنری، اسطوره‌ها، داستان‌ها، اشعار … یا باستانی چه به شکل نقلی یا به شکل مکتوب و ثبت شده و با نوع خاصی از روایت‌شدگی (تعبیر‌سازی و تفسیر‌شدگی‌شان) منتقل می‌شوند. یعنی سنن جامعه بستر اصلی انسجام، همبستگی، اشتراک‌یابی و دست‌یابی به ارزش‌ها و اصول راهنمایی است که به هنجارها و آموزه‌ها و چارچوب‌های کنش (چندار و گفتار و کردار) منجر می‌شوند.

چنین دروس آموخته شده‌ای، از طریق فرایند جامعه‌پذیری به افراد انسانی جدید (فرضا کودکان) آموخته می‌شود و این عضو تازه، آماده‌ی عضویت و کنش فعال و کم‌چالش با محیط انسانی- اجتماعی پیرامون خود می‌شود. این فرایند آموزشی از سنین کودکی آغاز می‌شود بنابراین چنین مفاهیم و اصول راهنمایی از ساده‌ترین و مشخص‌ترین حالت‌های خود آموخته شده (در ذهن کودک تثبیت می‌شود) تا در سنین بعدی در ضمن چالش‌ها و تعارض‌ها و مسائل مختلف به شکل یک نرم‌افزار و الگوی تصمیم‌سازی شکلی الگوریتمی و کلی پیدا کند.

افراد انسانی از سطوح مختلف پذیرش برخوردارند و در پیوستار دو گانه‌ی پذیرش Adaptation (تأییدطلبی) یا اثرگذاری Manupulation (تغییرطلبی) به هر سویی ممکن است بیشتر گرایش پیدا کنند.

یک فرد انسانی کنجکاو که فردیت قوی‌تری دارد، از این رو به سوی اثرگذاری گرایش بیشتری دارد، فردی است که از دلایل هنجارها و آموزه‌ها بیشتر پرسش می‌کند. یعنی از قوه‌ی شکاکیت بالاتری برخوردار است. وجود چنین افرادی و در ضمن لزوم موجه کردن و مشروعیت بخشیدن به آموزه‌ها و هنجارها که خود در رقابت با آموزه‌ها و هنجارهای محتملاً رقیب، هویت‌های متفاوتی را نمایندگی می‌کنند، سیستمی از ارزش‌ها و اصول راهنمای خوب آرایش شده به‌وجود می‌آورد.

========== اینطوری برم نمی‌رسم به حرفم و روی دلم می‌مونه! ===>> می‌پرم سر حرفم، بعداً توضیحات تکمیلی‌اش را امیدوارم گام به گام بنویسم!

بابا می‌خوام بگم، اخلاق سیستمی هست که یک سیستم برآیند صفر را به یک سیستم برآیند مثبت تبدیل می‌کند، چطوری؟ با ساختن مفاهیم ارزشی و برچسب‌هایی که ارزش آن‌ها را قبل‌تر مهم نشان داده و احتمالاً پاداش‌هایی هم برای تصاحب آن مدال‌های افتخار و برچسب‌ها در نظر گرفته است. شجاعت، خوش‌خلقی، مردم‌داری، مهربانی، گشاده‌دستی، خیرخواهی و ….

آموزه‌ها و داستان‌هایی که امتیازهای قابل دست یافتن از این برچسب‌ها را به همراه دارند، خود تقویت‌کننده‌های رفتاری این‌ها هستند.

این‌ها با پاداش‌های نقدی دیگری که خود فرد در پیگیری طبیعی آمال و آرزوهایش دارد تعارض پیدا می‌کند. یعنی وقتی فرد در تعارض با دریافت پاداش‌های مستقیم و نقد در کنش‌های خودش، اولویت را به پاداش‌های اجتماعی نسیه یا متصف شدن به برچسب‌های خوش‌نام و خوش‌رنگ ترویجی شده‌ی اجتماع بدهد، عمل اخلاقی Ethical Act انجام داده است.

به نظر هر سیستم مفروضی که عمل اخلاقی را موجه و مدون می‌کند، نیازمند تفکیک برخی مفاهیم و ترسیم جغرافیای موضوع در بستری از مفاهیم است که مکانیسم تصمیم‌سازی و حرکت را میسر کند. یعنی الگوی بهینه‌سازی فرد انسانی به مثابه یک عامل تصمیم‌گیر، دارای پارامترهای عمومی است که خود این پارامترها بسته به جوامع و فرهنگ‌ها متغیر نباشند. این مفاهیم به نظر در هر اجتماع بشری راهنمای عمل برای حصول به خیر جمعی و بهینگی زیست درونی در مقابل با مخاطرات و چالش‌های محیطی باشند. طبیعی است حد پیچیدگی سیستم و توان پردازشی آن بر اساس نیاز به اتخاذ تصمیم‌های پیچیده‌تر و درهم‌تنیده‌تر ممکن است این مفاهیم و پارامترها را کمتر یا زیادتر کند. به نظر مفاهیمی نظیر:

  • خوب و بد
  • خیر و شر
  • حق و باطل / حق و ناحق
  • زشت و زیبا
  • ارزش و ضد ارزش
  • انصاف
  • عدالت
  • برابری
  • برادری

از این جمله باشند. در تعبیری دیگر در ذیل ملاحظات فوق‌الذکر؛ ارزش‌های اخلاقی را موارد زیر می‌توان خلاصه کرد. ارزش‌های اساسی اخلاقی:

۱. درستی و راستی ۲. مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی ۳. احترام و حریم قائل شدن به یکدیگر ۴. انصاف و برابری حقوقی ۵. عطوفت و همدلی

وقتی فرد رفتاری را بر اساس قضاوت‌های اساسی اخلاقی، در تناظر و هم‌راستایی با ارزش‌های اصیلی که محترم و موجه می‌داند انجام بدهد، رفتار اخلاقی Moral Act انجام داده است.

به شکل خلاصه بنده اخلاق را در هر دو تعبیر یک نرم‌افزاری می‌دانم که در ذهن (سیستم‌عامل) فرد انسانی به تدریج کد می‌شود و کامل‌تر می‌شود. فرد انسانی وقتی خودش توانایی بازبینی و رفع اشکال از این نرم‌افزار را پیدا کرد، سیستم اخلاقی‌اش وارد مرحله‌ی تمایز جزئی می‌شود.

قضاوت‌های اخلاقی هم دو نوع هست، یکی بر اساس نرم‌ها و هنجارها و اصول و آموزه‌های ترویجی جامعه هست، Ethical Evaluation یکی دیگر در مقابل و مقایسه با ارزش‌های آرمانی و اصولی و اساسی یک جامعه‌ی ایده‌آل، این ارزشیابی‌ها Moral Evaluation هست.

چرایی نسبی بودن اخلاق، آموزه‌ها یا ارزش‌ها؛

در عالی‌ترین برداشت از ثبات و بروز طبیعی ارزش‌ها از نهاد اجتماعی انسان‌ها و لوازم طبیعی انسجام و انتظام چنین جوامعی که ارزش‌های مشخصی را به آن‌ها تحمیل می‌کنند، اگر ارزش‌ها و آموزه‌های منتج از آن‌ها را دروس آموخته‌ای در این راستا بدانیم، مشخص است این دروس آموخته با سطح درک و پردازشی گذشته‌نگر رمزگذاری و تدوین شده‌اند. یعنی همواره لختی و سستی و تأخیر در روزآمد‌سازی و بازاعتبار‌بخشی شکلی به آن‌ها وجود خواهد داشت. این لختی و کندی در بسیاری از دروس آموخته و راه و رسوم زیستی ساری و جاری است. اینجا است که توانایی تشخیص تغییر و از پیش آماده شدن و یا هر چه سریع‌تر همراه شدن با تغییرات غیر قابل انکار، یک ارزش و فضیلت فردی محسوب می‌شود.

در مقوله‌ی تغییرات اجتماعی و پارادوکس اول ساختار یا اول رفتار (محتوا) این همواره الیت‌ها و پیشروان فکری و روشنگران هستند که چنین پل‌های ارتباطی‌ای را پر می‌توانند کنند و نقش کاتالیزور و تسهیل‌کننده تغییر را ایفا کنند. این گروه امکان بلکه لزوم شک و تردید در آن دروس آموخته را گوشزد کرده و به جامعه مشق می‌دهند. از دید محتوایی دلایل زیر را برای ناسازگار نبودن این تغییر با ایستایی طبیعت‌گرایانه‌ی آن‌ها قابل بیان هستند:

۱. ممکن است همان اطلاعات و تجارب در اکنون، با توجه به توان پردازشی سیستم و مدل‌های استنتاج و الگوریتم‌های منطقی، به شکلی متفاوت کلی‌سازی و بسته‌بندی شود. ۲. الگوها و شرایط درک، کلی‌سازی، استنتاج و بسته‌بندی آن‌ها، عرضی و غیر ضرور بوده باشد.

— — — — — — — — — — — — — — — — — — — — — — — — — — — — — — —

چت‌های پراکنده ولی مربوط😉

سلام

اخلاق به عنوان یک راهنمای عمل، چیزی جز مجموعه‌ای از ارزش‌های درهم‌تنیده نیست، این درسته.

به یک تعبیر دیگری خیلی وقت‌ها که از اخلاق حرف می‌زنیم، در اصل در مورد ارزش‌های اخلاقی داریم حرف می‌زنیم، نه اخلاق به مثابه برچسب افعال و کنش‌های یک فرد یا گروه!

ارزش خودش یعنی چی، به نظرم ارزش یعنی الگوی ترجیح در انتخاب‌ها، البته یک طوری هم می‌شود گزاره‌ای‌اش کرد، ولی به نظر ضعیف باشد ، ولی در هر حال، صدق گزینه‌های تبیین ارزش، گویا یقینی‌تر هستند (اینجا هم اولویت و برتری طرح می‌شود در هر حال)

مثلاً:

راستی و درستی honesty فضیلت است.

نفع جمعی بر نفع فردی مقدم است،

و….

میلاد جان

در خصوص اخلاق یک تعبیر داریم (همان ارزش) یک تشخیص

حق و باطل یا خوب و بد، درست و غلط برچسب یا تعبیر هستند ، ولی تشخیص و برچسب‌زنی درست (حالا درست یعنی چی! آیا عینیت دارد (مثلاً دزدی یا دروغ) یا نه فقط الگوی انتخاب و‌ تشخیص صرف هست!) خودش آن اصالت اخلاقی موضوع است که بین تعارض ارزش‌های اخلاقی گیر می‌کند.

برخی تعاریف

اخلاق:

بازشناسی رابطه خود با دیگری در رویکردی سازنده (استعلایی)، شکل‌گیری یک سیستم سازنده / برهم‌کنش مثبت/ برآیند مثبت. (ترجیح مدنیت بر بدویت)

اخلاق یک نرم‌افزار / سیستم استنتاج، الگوریتم ارزیابی و انتخاب است، که رفتارهای آزاد و رویکرد فرد در انتخاب رفتاری او را در زمینه‌هایی که خود را صاحب تشخیص می‌بیند، اعمال می‌کند. در صورت ترجیح دیگری و الگوهای از پیش پذیرفته شده و مقبول جمعی (هنجارها) رفتار خروجی اخلاقی و در غیر این صورت بی‌اخلاقی/ بداخلاقی خوانده می‌شود.

  • ارزش‌ها
  • هنجارها
  • اخلاق
  • اعمال پسندیده/ توصیه‌های اخلاقی
  • حسنه

سیستم اخلاقی

  • تعریف فعل / کنش اخلاقی
  • چگونگی ارزشیابی اخلاقی
  • روش استنتاج اخلاقی (نوع در هم گذاری و بر هم نهی مفاهیم پایه، نظیر فرد و جامعه و خود و دیگری و اینک و آینده و …)

الگوهای ارزشیابی اخلاقی

  • فضیلت‌گرا
  • وظیفه‌گرا
  • نتیجه‌گرا (مطلوبیت‌گرا)

خوب و بد

زشت و زیبا

مطلق بودن اخلاق (Ethics)

در حوزه‌ی آموزش و تثبیت آن است (جنبه‌ی نحوی و گرامری اخلاق) اخلاق هنجاری

ولی Morality و ارزش‌های پشتیبان آن مطلق هستند. ممکن است فهرست ارزش‌ها یا اولویت‌بندی آن‌ها تغییر کنند ولی ارزش بودن و سیستم ترجیح‌سازی آن قطعی است، در هنگامه‌ی تعارض منافع و درهم‌کنش ناهم‌سوی ارزش‌ها، برآیندی از آن ارزش‌ها مبنا قرار خواهد گرفت و یا اتفاقی تأثیر‌بخش خواهد بود.

در حوزه‌ی عمل محدودیت اطلاعاتی و‌ تعارض ارزش‌ها و‌ هنجارها، تصمیم اخلاقی را نسبی و شک‌انگیز و دارای ابهام می‌کند، کفایت اطلاعاتی از اثر/ نتیجه عمل، ضعف اطلاعاتی که پشیمانی می‌آورد!

اخلاق/ قانون؛ به مثابه افسار

اخلاق/ قانون؛ به مثابه بده و بستون

اخلاق / قانون؛ به مثابه انتظام‌بخش و انسجام‌بخش

اخلاق / قانون؛ به مثابه اعتماد‌آفرین و بستر همکاری و همزیستی (مشابه قبلی)

مفاهیم عمومی اخلاقی

  • خیر و شر
  • حق و باطل
  • زشت و زیبا
  • ارزش و ضد ارزش
  • حق و ناحق
  • انصاف
  • عدالت
  • برابری
  • برادری

مفهوم رالزی اخلاق؛ اخلاق به مثابه انصاف

انواع رفتارها و کنش‌های انسانی

رفتارهای طبیعی،

  • (ثبوتی) رفتارهایی که انسان در بررسی با یک حیوان متناظر به شکل متشابه انجام می‌دهد.
  • (اثباتی)، اگر برخی کنش‌ها/ واکنش‌های فرد انسانی در مقابل با محرک‌های محیطی و دریافت‌های حسی، از الگوریتم‌های کد شده در ژنتیک/ فیزیولوژی او حاصل شود. (این دسته رفتارها باید تکرار‌پذیر و آزمون‌پذیر تجربی باشند!) این رفتارها را می‌توان طبیعی یا به اصطلاح غریزی نامید.

رفتارهای آموخته،

  • (ثبوتی) عضویت در جامعه‌ی زبانی
  • آموزش از طریق تقویت اجتماعی و فرایند جامعه‌پذیری
  • آموزش از طریق تجربه آموزی فردی در حضور و حین مشارکت در جامعه‌ی زبانی

رفتار هنجاری / رفتار فراهنجاری / رفتار هنجارشکن

بر اساس قاعده‌ی اخلاق، ادب موقعیت هست.

اخلاق به عنوان روشی برای مدون کردن و انتقال یک سری ارزش‌ها

ارزش؛ ملاکی برای ترجیح و اولویت‌بندی در انتخاب‌ها است.

ارزش ثابت داریم؟ آیا آموزه‌های ثابتی منشعب از آن ارزش‌ها داریم؟

اخلاق؛ نهادی مهم در جامعه است.

اخلاق در آموزش و تربیت و آماده کردن اعضای جدید جامعه (کودکان) طی فرایند جامعه‌پذیری نقش بسیار مهمی دارد. ساده و روشن و صریح بودن آموزه‌های اخلاقی برای تربیت و آموخته کردن اعضای جدید برای جذب جامعه‌ی زبانی شدن.

ضعف امکانات فیزیکی و زیستی بشر برای بقا در محیط زیست.

تکیه‌ی بسیاری به جمع و زندگی جمعی خود دارد.

جامعه‌ی انسانی برای بقا نیاز به فائق آمدن بر تعارض‌ها و تضادهای درونی در مقایسه با تعارض‌ها و مخاطرات طبیعی و محیطی داشت.

اجازه بدهید این را انسجام اجتماعی بنامیم. انتظام‌بخشی اجتماعی

چالش‌های بسیاری در مقابل انسجام و یکپارچگی اجتماعی وجود داشته است.

عناصری مانند، رهبری، قانون / جرایم و … در این انسجام‌بخشی نقش داشته و دارند. سیستم‌های اقتدار

اخلاق برخلاف سایر موارد مبتنی بر کنترل درونی است.

مهدی سالم

بازانتشار؛ تورنتو، ۸ فوریه ۲۰۲۳


دسته‌بندی مکاتب اخلاقی

بر اساس معیار تعیین خوب و بد و تشخیص درست از نادرست:

  • نظریه‌های غایت‌گرایانه
  • نظریه‌های وظیفه‌گرایانه

بر اساس واقع‌گرایی و غیرواقع‌گرایی:

مکاتب و نظریات غیر واقعی‌گرا

۱. احساس‌گرایی

۲. توصیه‌گرایی

۳. جامعه‌گرایی

۴. قرارداد‌گرایی

۵. نظریه‌ی امر الهی یا حسن و قبح شرعی

مکاتب واقعی‌گرا

این نوع از مکاتب را در یک دسته‌بندی می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: مکاتبی که واقعیت احکام و قضایای اخلاقی را واقعیت‌های طبیعی می‌دانند و مکاتبی که واقعیت آن‌ها را در امور متافیزیکی و مابعدالطبیعی جستجو می‌کنند:

دسته‌ی اول: واقع‌گرایی طبیعی

۱. لذت‌گرایی

۲. سود‌گرایی

۳. دیگر‌گرایی/ عاطفه‌گرایی

۴. قدرت‌گرایی

۵. تطور‌گرایی

۶. وجدان‌گرایی

دسته‌ی دوم: واقع‌گرایی مابعدالطبیعی

۱. مکتب کلبی

۲. مکتب رواقی

۳. مکتب کانت

۴. سعادت‌گرایی (سقراط، افلاطون و ارسطو)

۵. مکتب اخلاقی اسلام

مراجع:

۰ از ۵ (۰ رای)
اشتراک‌گذاری: