اخلاق منظوم
جمع مکاتب اخلاقی، برای اخلاقی زیستن هوشمندانه!
اخلاق منظوم
جمع مکاتب اخلاقی، برای اخلاقی زیستن هوشمندانه!
مقدمه
چرا باید فکر کرد، مکاتب و رویکردهای اخلاقی با هم جمعپذیر نیستند؟ اتفاقاً چون برای تجهیز به هر یک و بهره بردن از هریک شرایط مختلفی لازم است و مهارتها و نگرههای اخلاقی در هر یک در مقطعی مختلف از هر کنش موردی اخلاق صورت میگیرد، اتفاقاً به شدت با هم جمعپذیر هستند. با وجودی که اگر به موضوع “عامل اصلی در انتخاب نهایی اخلاقی” یعنی لحظهی نهایی تصمیم نگاه کنیم، گویا نمیتوان هر سه را همزمان کارآمد دانست. یعنی یا برداشت و تصویر خود در پس عمل مبنا قرار میگیرد (فضیلت) یا بر اساس الگوها و آموزههای قبلی و پیشتعریفشده (وظیفه) یا بر اساس محاسبهگری و نتیجه (نتیجهگرایی/ فایدهگرایی) تصمیم اخذ میشود. با این وجود توجه همزمان به آنها برای یک نگاه نظاممند و منسجم ضرورت فراموردی هم دارد.

https://www.clubhouse.com/ch2/invite/DkXjkDpH
اخلاقی زیستن یعنی
ترکیب مؤثر، فضیلتگرایی، با وظیفهگرایی نتیجهاندیش! یعنی همآمیزی “توجه به تربیت فردی” (رشد فضایل فردی) که با “تجهیز به دانش هنجاری پیشفرض” (درک و دانش وظیفهگرایانه از انواع کنشهای اخلاقی)، برای هر تصمیمِ موردی اخلاقیای به شکلی مینگرد که “به نتایج و لوازم آن تصمیم” همراضی شود (تضمین نتیجهگرایی یافتن!). رضایتی که با تعهد به کسب حداکثری اطلاعات و همهجانبهنگریِ یادگیرنده (چرخهای و مدام بودن تقویتِ فضیلت، دانش هنجاری و تشخیص موردی) به دست خواهد آمد.
برای حصول به این مهم باید:
۱- با توجه به فضایل اخلاقی و فضیلتگراییِ پیشزمینه و قابل اعتماد، مدیریت و کنترل غرایز و رانهها و عوامل ناخودآگاه مؤثر در تصمیمهای روزمره یا even سخت … به بهترین شکل سامان یابد. یعنی از آمادگی و تنظیم بودن سنسورها و پردازشگرهای اخلاقی مطمئن باشیم و این نگرش تعمیرات و نگهداریگونه، امری مستمر و مدام و فراگیر است. هدف از این مرحله داشتن یک سیستم فردی، روانی و اجتماعی، آگاه، پاکیزه و توانمند در پاسخ به نیازمندیهای اخلاقی است.
۲- آگاهی و شناخت مؤثر و کافی از رفتارهای پیشفرض و درستی و غلطی عمومی داشته باشیم. یعنی جوابهای عمومی پیشفرض برای هر نوع از مسائل مختلف اخلاقی (فهرستی از پیش مشخص از مسائل و آموزههای اخلاقی) داشته باشیم. برای این منظور با توجه به تحلیل کانتی یا نوکانتی (وظیفهگرایانه) میتوان هر دسته از این مسائل را به عنوان دروس آموختهشده و ماژولهای آموزشی از پیش تدبیر شده شناسایی کرد و به حافظه سپرد. یعنی مجدداً آمادگی برای داشتن رفتار و واکنش پیشفرض برای واکنش سریع و مؤثر بر اساس تدبیر شدهترین و صیقلیترین پاسخهای عمومی و ماژولار در اختیار کنشگر اخلاقی باید باشد.
در هر حال هر نوع موضوع مربوط به اخلاق که میتوان به شکل نظری، عمومی و تاریخی به آن اندیشید، و آگاهی عمومی اخلاقی خود را بالا برد و به یک درک پیشفرض و پاسخ آماده، در قالب یک تصمیم پیشینی رسید را میتوان در این بخش مد نظر قرار داد.
۳- مهارت، هوشیاری و دقت در تعهد به کسب حداکثری اطلاعات و توجه ویژه به شرایط خاص هر مسئلهی منفرد باید یک دغدغه و مسئلهی ویژه باشد. چندجانبهنگری و حل هوشیار مسائل اخلاقی به شکل موردی، توانایی بازشناسی تفاوتها و اختصاصهای هر مورد مسئلهی اخلاقی و پیامدهای آن یک وظیفهی اخلاقی جدی است. نباید مسائل اخلاقی را سادهسازی کرد و فرض کرد همه چیز پاسخ پیشفرض و قطعی ساده دارد! درک گستردهای از اخلاق و نهاد اخلاق در اجتماع و تعارضهای اخلاقی، (فرد و یا جمع، کوتاهمدت یا بلندمدت، وفاداری و مهربانی یا حقیقت و انصاف غیر جانبگیرانه!) در این میان اهمیت ویژهای دارد. در نتیجهگرایی توانایی محاسبهگری و ملاحظهی تعارضات به شکل موردی وجود دارد.
نگاه به این موارد از جانب،
- طرفین درگیر هر اتفاق،
- درگیر کردن یا نکردن احساسات،
- سهم تبعیض و رانتهای تاریخی در حصول به نگاه اخلاقی یا ایجاد تعارض و مشکل اخلاقی
- آگاهی کاذب و تبلیغات سیاسی و مغزشوییها،
- نگرش از زاویهی اخلاق بردگی و اخلاق سروری!،
- نیاز به تبعیضهای مثبت و توانمندسازانه! و نیاز به هزینهکرد از این جانب
- توجه به تعارضهای فراارزشهای اخلاقی، یعنی دشواری تصمیم اخلاقی!
- …
همه و همه در یک مورد ویژهی اخلاقی در این راستا باید صورت گیرد.
این جامعنگری، میتواند با تمرین و تکرار، کنش اخلاقی جامعنگر، یادگیرنده و قابل گفتگویی را بین آحاد جامعه ممکن کند.
ارادت
مهدی سالم؛ ریچموند هیل
۸ سپتامبر ۲۰۲۳