نظم یا بینظمی، مساله این است!
تحلیلی با یا بی اصل انسان نگر!
مقدمه
بر اساس اصل آنتروپیک Anthropic Principle (اصل انسان نگر) جایی که سوال از نظم و قاعده و علم باشد، شرایط به گونه ای بوده است که چنین سوال قابل طرح باشد. یعنی صرف بودن چنین سوالی و دغدغه ای که خود مقدمه ی علم و مشتمل بر آگاهی است، تثبیت کننده ی آن دغدغه و پاسخ مثبت دهنده به آن است. بنابراین گویا با بی نظمی طبیعی نمی توان مواجه شد! هر نوع بی نظمی ای ساختگی (فرضی یا دست ساز) و یا نسبی/ قراردادی است.
بنابراین با توجه به این نکته ی مهم به تحلیل نظم باید پرداخت و به تخیل و تصور و فراتر رفتن از زمینه ای پرداخت که ضرورت چنین مهمی بوده است. در ادامه با ارائه ی برخی تقسیم بندی ها، چارچوبی برای بررسی موضوع ارائه می شود، سپس یک نوع شناسی از انواع نظم ها ارائه شده و در قسمت بعد سالادی از کلمات به انگلیسی ارائه خواهد شد که قرابتی با نظم و نگاه های مختلف به آن دارند.
منظور از نظم در این نوشته، آن حس شهودی و دیدگاه درونی ای است که ما به نظم داریم، به شکلی که خود و جهان پیرامونی را بر اساس تعمیم درک خود (که خود حاصل تشخیص الگوهای تکراری بوده است) شناخته و مبتنی بر تعمیم پذیری آن انتظارات متعاقبی پدید آورده و پیشبینی و کنش هدفمند برای ارضای نیازها و پیشبرد مقاصد میکنیم. و در ذهن خود مجدد برای درک و بازشناسی «نظم» و دغدغه مندی از آن بهره می بریم. مشابه ی همه ی تلاشهای مشابه در این زمینهی خطیر نظری که با مفهومی بیناذهنی روبرو است، و بیشتر به کار تعیین مراد و تنظیم و سامان دادن به مفاهیم می خورد. در این جا نیز تنها تلاشی برای واکاوی و دقیقتر شدن در اشاره به نظم و شناسایی صورتهای مختلف آن انجام میشود. امید که محدودهی معنایی این واژه هر چه روشنتر و قابل مکالمهتر شود.
واکاوی و مفهوم شناسی نظم
واحد بررسی
واحد بررسی ما اینجا پدیدهها و وقوعها (اتفاقها/ پدیدارها) هستند. یعنی واقعیتهایی که محقق می شوند. البته به برخی ویژگیها و مقوله های نظری و مجردات نیز خواهیم پرداخت، با این وجود روشن خواهیم کرد، سوال از نظم عمدتا در حوزهی طبیعت و واقعیت است. یا سوالهای مختلفی در حوزههای نظری و حوزههای طبیعی پرسیده می شوند. به عبارت بهتر، تفکیک و تمیز چنین موضوعی یعنی “واحد بررسی” خود جزو بررسی و دغدغهها است. موارد زیر پایههای ادامهی بحث هستند:
نوع واحدها
- اتمیک (اجزای مستقل و متمایز)
- کل مشتمل بر اجزا (کل متجزی)
نوع وقوع پدیدهها
- همزمانی
- در زمانی (سریالی)
- نامشخص
ماهیت پدیدهی مورد بررسی
- تکراری (Repetitive)
- ترکیبی (Compositional/ Configurational)
- توزیعی (Distributive)
- ترتیبی (Sequential)
انواع پدیدههای مورد بررسی
- تعریفی/ مجرد (Abstract / Theorical/ Self Defined / Axiomatic)
- طبیعی/ خودسامان (Natural/ Self introducer/ Autonomous)
- قراردادی/ ساختگی (Artificial/ Constructed/ Conventional)
انواع نظم
۱- نظم استاتیک (نظم در وضعیتهای بدون نیاز به زمان و بدون وجود حرکت و پویایی و در هم کنش)
۲- نظم مکانیکی (نظم به معنی پیوستگی اتفاقها یا همان حرکت و تغییر است وضعیت و شرایط چیزی در این میان دارای چهرهها وضعیتها و حالاتی میشود که هنوز در قالب هویت بازشناسی شده قابل صورت بندی هستند. یعنی چیزی در یک بستر تغییراتی میکند به شکلی که قواعد و الگوهایی برای آن حرکات قابل تمیز و تشخیص است.)
۳- نظم ارگانیکی (حرکتها و تغییرها و برهمکنشها در قالب یک سیستم یا چند سیستم قابل مرزبندی و در هم تنیده که هر یک هویت دینامیک مستقلی دارند قابل بازشناسی و تعبیر باشد)
۴- نظم بیولوژیکی (نوعی از عملکرد کلی یک سیستم که بقا و حفظ شرایط کارکردی خود را با تعامل با محیط بیرون و تطبیق پذیری با آن تامین کند. یعنی نوعی پویایی و انعطاف و خود سامانی که کارکرد مشخصی را تضمین کرده و رفتارهای پیچیده و متکثر و ظاهرا بی ارتباط در یک نظام برتر و دیدگاه کلیتر هدفمندی و غایتمندی را نمایان کنند)
۵- نظم سینتتیک (نظم مصنوعی و برساخته به شکلی است که یک محیط و شرایط فرضی بر اساس تعاریف و انتظارات و ابزارسازیها، رفتار یا رفتارهای مورد انتظاری را با درصد قابل قبولی از خطا نتیجه دهد)

انواع نظم و برخی ویژگی های هر یک (در باز نویسی نظم مکانیکی و ریاضیاتی (استاتیکی) از هم مجزا شدهاند)
- یک مبحث نظم مکانیکی داریم که بیشتر به ترتیب وارگی و تکرار منتظم (قاعده مند) اشاره می کنه. Mechanical Order
- دیگری که اتفاقا بحث برانگیزه تر است، نظم به مثابه هدف مندی و کارکرد داشتن در یک نظم و طرح بالاتر هست. یعنی انتظام فرا جزئی هست. بیایید آنرا نظم ارگانیک Organic Order بنامیم.
- بحث حیات و زیست و زیستمند بودن و نبودن را هم یک نوع نظم و سطح بالاتر در نظر بگیریم که شامل هدفمندی (تداوم نسل، بقا و سازگاری) است. این هم نظم بیولوژیک Biological Order
- به نظر با یک مورد دیگری روبرو هستیم که نظم ساختگی / مصنوعی و مبتنی بر هدف از پیش است. برای مثال ربات ها، ماشین آلات، ابزارها و تکنولوژی ها و نظایر آن این را هم نظم سینتتیک Synthetical Order یا Artificial Order بنامیم.
سالاد کلماتی غیرمنتظم از تشابهات معنایی با نظم!

سالاد طعم بندی شده ی معادل ها و مشابه های مفهومی “نظم” در انگلیسی با ترجمه ی فارسی
- نظم پایه (ریاضی، مکانیکی)
- Order (نظم)
- Pattern (الگو، طرح)
- Discipline (نظم، انتظام)
- Template/ Based on Template / Pre-formatted. (دارای الگو و قاعده و شابلون پیشینی، از پیش طرح و الگو دار، از پیش طراحی شده)
- Sequenced /Sequential (ترتیبی، دارای ترتیب)
- Series/ Serializable (سری، یا سریال پذیر)
- Repeat/ Repetitive (تکراری، تکرار شونده)
- Regulated (قاعده مند)
- Formulated (فرموله شده، با پارامتر و روابط بین پارامترها و متغیرها، قابل تبیین/ تنظیم شده)
- Model/ Modellable (قابلیت مدل شدن، قابلیت تبیین و خلاصه سازی و ساده سازی به وسیله پارامترها و عملگرها)
- Algorithmic (الگودار، مبتنی بر الگو و الگوریتم تحلیلی)
- Parametric (رفتار توضیح دادنی مبتنی بر پارامتر)
- Simulate-able (شبیه سازی پذیر، قابل شبیه سازی)
- Extrapolatable/ Forecast-able (تعمیم پذیر، پیش بینی پذیر، امتداد پذیر در زمان)Hierarchy (سلسله مراتبی، در هم استوار، از هم منشعب)
- Axiomatic (مبتنی بر اصول موضوعه، تعریفی، اصول موضوعه ای)
- Logical (منطقی، مبتنی بر دستگاه خوش ساخت منطقی)
- Constructability (ساخت پذیر، برساخت پذیر)
- Loop (حلقه ی تکراری)
- سیستمی (رابطه ی اجزا و کل)
- Systematic/ System (سامانه، سیستم، سیستمی، نظام مند، اجزایی با نقش های متفاوت، تشکیل دهنده ی کلی بزرگتر و اعم تر از اجزا بر اساس روابط و برهم کنش بین اعضا)
- Efficiency / Being Efficient (کارایی)
- Effectiveness (کارآمد، منتج به نتیجه)
- Functional (عملیات پذیری، کارآمدی )
- Productive (بهره آور، ارزش و خروجی آفرین)
- آرایش، ترکیب، سر جای خود بودن
- Arranged (آرایش شده، کنارهم گذاری شده، با نظم چیده شده)
- Well Organized (به خوبی سامان دهی شده، سامان مند)
- Well Designed/ Designed (طراحی شده، خوب طراحی شده)
- Well Defined (خوش تعریف شده، )
- Well Formed (خوش ساخت، خوش فرم، فرم و شکل بهینه شده)
- Well Structured/ Structured (ساختمند، خوش ساخت)
- Tidiness (مرتب و همه چیز جای خود)
- Fine Tunned/ Tunned (تنظیم شده، مرتب شده)
- Neatness (تر و تمیز)
- Trimmed (بدون حواشی و زواید و اضافات)
- Standard (استاندارد، تعریف شده، در حدود منتظم)
- Layout (چینش و آرایش)
- Modular (مدولار، تشکیل شده از ماژول های جزئی تر)
- Coordinated (هماهنگ شده، تنظیم شده)
- Harmonic/ Orchestrated (هماهنگی کیفی)
- Instructive (دستورالعمل دار، منشعب از دستورالعمل)
- نظم به مثابه کمال
- Sound/ Soundness (کامل، دارای کمال)
- Perfectness (بدون نقض، کامل، بدون ایراد)
- Optimum/ Optimized (بهینگی)
- Flawless (بدون عیب و ایراد)
- Stability (پایداری/ پایستگی)
- Reliable (قابل اعتماد)
- تناسب/ تعادل
- Balance / Balanced (تعادل، متعادل)
- Symmetry/ Symmetric (توازن، متوازن)
- هدفمندی
- Aimful/ Purposeful (هدفمند، هدفجو)
- Goal Seeker (هدف جو، هدف شناس، محیط شناس، ابزار شناس)
- نظم و تناسب هندسی
- Geometry/ Geometric (به لحاظ شکلی، هندسی منتظم)
- Geodesic (بهینه ی هندسی، کوتاه ترین مسیر هندسی)
- Isomorphy (همساختاری)
- Homomorphy (هممرتبهای)
- Morph (مرتبهای)
- نظم مبتنی بر حیات و نمود زیستی
- Interactive Ness (تعاملی بودن، واکنش متقابل داشتن، آگاه و حساس به تغییرات محیطی)
- Responsiveness (پاسخگویی، واکنش متقابل داشتن، آگاه و حساس به تغییرات محیطی)
- Adaptiveness (تطبیق پذیر، آگاه و حساس به تغییرات محیطی)
- Modality (معیار داشتن، قاعده داشتن)
- گروه بندی، مشابهت
- Equal/ Equality (برابر، برابری)
- Similarity (مشابهت، شکل هم بودن)
- Unity/ Being Unified (متحد، دارای اتحاد وحدت بخش)
- Uniformity (یکنواختی، یک شکلی)
- Membership Condition (شرط عضویت دار، عضویت مبتنی بر شرط و شرایط)
- Classified (کلاسه شده، طبقه بندی شده، گروه بندی شده)
- Clustered (بخش بندی شده، تفکیک بر اساس مشخصات مشابه شده)
- Packet able (بسته بندی شدنی، تجمیع شدنی)
- نظم آماری، نظم توزیعی
- Statistically Distributed (مطابق با یک توزیع آماری، توزیع نرمال، پوآسون، فیشر، لامبادا …)
- Minimum Standard Deviation (با حداقل انحراف معیار، حداقل پراکنش)
- Normal (منطبق بر توزیع نرمال، توزیع طبیعی، دارای میانگین، انحراف معیار، میانه و مد منطبق بر یکدیگر در توزیع آماری خود)
- نظم زیباشناختی Aesthetic
- Pretty/ Beautiful (زیبا)
- Transcend (متعالی، استعلایی)
- Parsimonious (معقول، پذیرفتنی)
آیا؟
- Simple/ Simplicity
- Fractural
- Necessity
این فهرست آزاد از مفاهیم امیدوارانه متشابه (سالاد کلمات) است.
بی نظمی چیست؟
- آشوب ناکی
- تصادفی
- بی الگویی
- بی قاعدهمندی، ناتوانی در تبیین به شکل پارامتری
- چند چهره گی
- تصمیم ناپذیری
- !بی کرانگی
مساله ی الگوشناس بودن ما و برساخته بودن نظم!
نظم؛ اصیل یا ساختگی
مساله ی لوکالیتی و محدود بودن دامنهی نظم قابل تشخیص
نظم و انتروپی
- تعبیر بولتسمانی
آزادی عمل
حداکثر شدن آزادی عمل کلی زیر سیستمهای یک سیستم
- تعبیر شنون
اطلاعات
انرژی آزاد گیبز
مهدی سالم، ریچموند هیل
۲۸ آوریل، ۲۰۲۳