نظم یا بی‌نظمی، مساله این است!

نظم یا بی‌نظمی، مساله این است!

مهدی سالم · · 9 دقیقه مطالعه

نظم یا بی‌نظمی، مساله این است!

تحلیلی با یا بی اصل انسان نگر!


مقدمه

بر اساس اصل آنتروپیک Anthropic Principle (اصل انسان نگر) جایی که سوال از نظم و قاعده و علم باشد، شرایط به گونه ای بوده است که چنین سوال قابل طرح باشد. یعنی صرف بودن چنین سوالی و دغدغه ای که خود مقدمه ی علم و مشتمل بر آگاهی است، تثبیت کننده ی آن دغدغه و پاسخ مثبت دهنده به آن است. بنابراین گویا با بی نظمی طبیعی نمی توان مواجه شد! هر نوع بی نظمی ای ساختگی (فرضی یا دست ساز) و یا نسبی/ قراردادی است.

بنابراین با توجه به این نکته ی مهم به تحلیل نظم باید پرداخت و به تخیل و تصور و فراتر رفتن از زمینه ای پرداخت که ضرورت چنین مهمی بوده است. در ادامه با ارائه ی برخی تقسیم بندی ها، چارچوبی برای بررسی موضوع ارائه می شود، سپس یک نوع شناسی از انواع نظم ها ارائه شده و در قسمت بعد سالادی از کلمات به انگلیسی ارائه خواهد شد که قرابتی با نظم و نگاه های مختلف به آن دارند.

منظور از نظم در این نوشته، آن حس شهودی و دیدگاه درونی ای است که ما به نظم داریم، به شکلی که خود و جهان پیرامونی را بر اساس تعمیم درک خود (که خود حاصل تشخیص الگوهای تکراری بوده است) شناخته و مبتنی بر تعمیم پذیری آن انتظارات متعاقبی پدید آورده و پیش‌بینی و کنش هدفمند برای ارضای نیازها و پیشبرد مقاصد می‌کنیم. و در ذهن خود مجدد برای درک و بازشناسی «نظم» و دغدغه مندی از آن بهره می بریم. مشابه ی همه ی تلاش‌های مشابه در این زمینه‌ی خطیر نظری که با مفهومی بیناذهنی روبرو است، و بیشتر به کار تعیین مراد و تنظیم و سامان دادن به مفاهیم می خورد. در این جا نیز تنها تلاشی برای واکاوی و دقیق‌تر شدن در اشاره به نظم و شناسایی صورت‌های مختلف آن انجام می‌شود. امید که محدوده‌ی معنایی این واژه هر چه روشن‌تر و قابل مکالمه‌تر شود.

واکاوی و مفهوم شناسی نظم

واحد بررسی

واحد بررسی ما اینجا پدیده‌ها و وقوع‌ها (اتفاق‌ها/ پدیدارها) هستند. یعنی واقعیت‌هایی که محقق می شوند. البته به برخی ویژگی‌ها و مقوله های نظری و مجردات نیز خواهیم پرداخت، با این وجود روشن خواهیم کرد، سوال از نظم عمدتا در حوزه‌ی طبیعت و واقعیت است. یا سوال‌های مختلفی در حوزه‌های نظری و حوزه‌های طبیعی پرسیده می شوند. به عبارت بهتر، تفکیک و تمیز چنین موضوعی یعنی “واحد بررسی” خود جزو بررسی و دغدغه‌ها است. موارد زیر پایه‌های ادامه‌ی بحث هستند:

نوع واحدها

  1. اتمیک (اجزای مستقل و متمایز)
  2. کل مشتمل بر اجزا (کل متجزی)

نوع وقوع پدیده‌ها

  • همزمانی
  • در زمانی (سریالی)
  • نامشخص

ماهیت پدیده‌ی مورد بررسی

  • تکراری (Repetitive)
  • ترکیبی (Compositional/ Configurational)
  • توزیعی (Distributive)
  • ترتیبی (Sequential)

انواع پدیده‌های مورد بررسی

  • تعریفی/ مجرد (Abstract / Theorical/ Self Defined / Axiomatic)
  • طبیعی/ خودسامان (Natural/ Self introducer/ Autonomous)
  • قراردادی/ ساختگی (Artificial/ Constructed/ Conventional)

انواع نظم

۱- نظم استاتیک (نظم در وضعیت‌های بدون نیاز به زمان و بدون وجود حرکت و پویایی و در هم کنش)

۲- نظم مکانیکی (نظم به معنی پیوستگی اتفاق‌ها یا همان حرکت و تغییر است وضعیت و شرایط چیزی در این میان دارای چهره‌ها وضعیت‌ها و حالاتی می‌شود که هنوز در قالب هویت بازشناسی شده قابل صورت بندی هستند. یعنی چیزی در یک بستر تغییراتی می‌کند به شکلی که قواعد و الگوهایی برای آن حرکات قابل تمیز و تشخیص است.)

۳- نظم ارگانیکی (حرکت‌ها و تغییرها و برهمکنش‌ها در قالب یک سیستم یا چند سیستم قابل مرزبندی و در هم تنیده که هر یک هویت دینامیک مستقلی دارند قابل بازشناسی و تعبیر باشد)

۴- نظم بیولوژیکی (نوعی از عملکرد کلی یک سیستم که بقا و حفظ شرایط کارکردی خود را با تعامل با محیط بیرون و تطبیق پذیری با آن تامین کند. یعنی نوعی پویایی و انعطاف و خود سامانی که کارکرد مشخصی را تضمین کرده و رفتارهای پیچیده و متکثر و ظاهرا بی ارتباط در یک نظام برتر و دیدگاه کلی‌تر هدفمندی و غایت‌مندی را نمایان کنند)

۵- نظم سینتتیک (نظم مصنوعی و برساخته به شکلی است که یک محیط و شرایط فرضی بر اساس تعاریف و انتظارات و ابزارسازی‌ها، رفتار یا رفتارهای مورد انتظاری را با درصد قابل قبولی از خطا نتیجه دهد)

انواع نظم و برخی ویژگی های هر یک (در باز نویسی نظم مکانیکی و ریاضیاتی (استاتیکی) از هم مجزا شده‌اند)

  • یک مبحث نظم مکانیکی داریم که بیشتر به ترتیب وارگی و تکرار منتظم (قاعده مند) اشاره می کنه. Mechanical Order
  • دیگری که اتفاقا بحث برانگیزه تر است، نظم به مثابه هدف مندی و کارکرد داشتن در یک نظم و طرح بالاتر هست. یعنی انتظام فرا جزئی هست. بیایید آنرا نظم ارگانیک Organic Order بنامیم.
  • بحث حیات و زیست و زیستمند بودن و نبودن را هم یک نوع نظم و سطح بالاتر در نظر بگیریم که شامل هدفمندی (تداوم نسل، بقا و سازگاری) است. این هم نظم بیولوژیک Biological Order
  • به نظر با یک مورد دیگری روبرو هستیم که نظم ساختگی / مصنوعی و مبتنی بر هدف از پیش است. برای مثال ربات ها، ماشین آلات، ابزارها و تکنولوژی ها و نظایر آن این را هم نظم سینتتیک Synthetical Order یا Artificial Order بنامیم.

سالاد کلماتی غیرمنتظم از تشابهات معنایی با نظم!

سالاد طعم بندی شده ی معادل ها و مشابه های مفهومی “نظم” در انگلیسی با ترجمه ی فارسی

  • نظم پایه (ریاضی، مکانیکی)
  1. Order (نظم)
  2. Pattern (الگو، طرح)
  3. Discipline (نظم، انتظام)
  4. Template/ Based on Template / Pre-formatted. (دارای الگو و قاعده و شابلون پیشینی، از پیش طرح و الگو دار، از پیش طراحی شده)
  5. Sequenced /Sequential (ترتیبی، دارای ترتیب)
  6. Series/ Serializable (سری، یا سریال پذیر)
  7. Repeat/ Repetitive (تکراری، تکرار شونده)
  8. Regulated (قاعده مند)
  9. Formulated (فرموله شده، با پارامتر و روابط بین پارامترها و متغیرها، قابل تبیین/ تنظیم شده)
  10. Model/ Modellable (قابلیت مدل شدن، قابلیت تبیین و خلاصه سازی و ساده سازی به وسیله پارامترها و عملگرها)
  11. Algorithmic (الگودار، مبتنی بر الگو و الگوریتم تحلیلی)
  12. Parametric (رفتار توضیح دادنی مبتنی بر پارامتر)
  13. Simulate-able (شبیه سازی پذیر، قابل شبیه سازی)
  14. Extrapolatable/ Forecast-able (تعمیم پذیر، پیش بینی پذیر، امتداد پذیر در زمان)Hierarchy (سلسله مراتبی، در هم استوار، از هم منشعب)
  15. Axiomatic (مبتنی بر اصول موضوعه، تعریفی، اصول موضوعه ای)
  16. Logical (منطقی، مبتنی بر دستگاه خوش ساخت منطقی)
  17. Constructability (ساخت پذیر، برساخت پذیر)
  18. Loop (حلقه ی تکراری)
  • سیستمی (رابطه ی اجزا و کل)
  1. Systematic/ System (سامانه، سیستم، سیستمی، نظام مند، اجزایی با نقش های متفاوت، تشکیل دهنده ی کلی بزرگتر و اعم تر از اجزا بر اساس روابط و برهم کنش بین اعضا)
  2. Efficiency / Being Efficient (کارایی)
  3. Effectiveness (کارآمد، منتج به نتیجه)
  4. Functional (عملیات پذیری، کارآمدی )
  5. Productive (بهره آور، ارزش و خروجی آفرین)
  • آرایش، ترکیب، سر جای خود بودن
  1. Arranged (آرایش شده، کنارهم گذاری شده، با نظم چیده شده)
  2. Well Organized (به خوبی سامان دهی شده، سامان مند)
  3. Well Designed/ Designed (طراحی شده، خوب طراحی شده)
  4. Well Defined (خوش تعریف شده، )
  5. Well Formed (خوش ساخت، خوش فرم، فرم و شکل بهینه شده)
  6. Well Structured/ Structured (ساختمند، خوش ساخت)
  7. Tidiness (مرتب و همه چیز جای خود)
  8. Fine Tunned/ Tunned (تنظیم شده، مرتب شده)
  9. Neatness (تر و تمیز)
  10. Trimmed (بدون حواشی و زواید و اضافات)
  11. Standard (استاندارد، تعریف شده، در حدود منتظم)
  12. Layout (چینش و آرایش)
  13. Modular (مدولار، تشکیل شده از ماژول های جزئی تر)
  14. Coordinated (هماهنگ شده، تنظیم شده)
  15. Harmonic/ Orchestrated (هماهنگی کیفی)
  16. Instructive (دستورالعمل دار، منشعب از دستورالعمل)
  • نظم به مثابه کمال
  1. Sound/ Soundness (کامل، دارای کمال)
  2. Perfectness (بدون نقض، کامل، بدون ایراد)
  3. Optimum/ Optimized (بهینگی)
  4. Flawless (بدون عیب و ایراد)
  5. Stability (پایداری/ پایستگی)
  6. Reliable (قابل اعتماد)
  • تناسب/ تعادل
  1. Balance / Balanced (تعادل، متعادل)
  2. Symmetry/ Symmetric (توازن، متوازن)
  • هدفمندی
  1. Aimful/ Purposeful (هدفمند، هدفجو)
  2. Goal Seeker (هدف جو، هدف شناس، محیط شناس، ابزار شناس)
  • نظم و تناسب هندسی
  1. Geometry/ Geometric (به لحاظ شکلی، هندسی منتظم)
  2. Geodesic (بهینه ی هندسی، کوتاه ترین مسیر هندسی)
  3. Isomorphy (هم‌ساختاری)
  4. Homomorphy (هم‌مرتبه‌ای)
  5. Morph (مرتبه‌ای)
  • نظم مبتنی بر حیات و نمود زیستی
  1. Interactive Ness (تعاملی بودن، واکنش متقابل داشتن، آگاه و حساس به تغییرات محیطی)
  2. Responsiveness (پاسخگویی، واکنش متقابل داشتن، آگاه و حساس به تغییرات محیطی)
  3. Adaptiveness (تطبیق پذیر، آگاه و حساس به تغییرات محیطی)
  4. Modality (معیار داشتن، قاعده داشتن)
  • گروه بندی، مشابهت
  1. Equal/ Equality (برابر، برابری)
  2. Similarity (مشابهت، شکل هم بودن)
  3. Unity/ Being Unified (متحد، دارای اتحاد وحدت بخش)
  4. Uniformity (یکنواختی، یک شکلی)
  5. Membership Condition (شرط عضویت دار، عضویت مبتنی بر شرط و شرایط)
  6. Classified (کلاسه شده، طبقه بندی شده، گروه بندی شده)
  7. Clustered (بخش بندی شده، تفکیک بر اساس مشخصات مشابه شده)
  8. Packet able (بسته بندی شدنی، تجمیع شدنی)
  • نظم آماری، نظم توزیعی
  1. Statistically Distributed (مطابق با یک توزیع آماری، توزیع نرمال، پوآسون، فیشر، لامبادا …)
  2. Minimum Standard Deviation (با حداقل انحراف معیار، حداقل پراکنش)
  3. Normal (منطبق بر توزیع نرمال، توزیع طبیعی، دارای میانگین، انحراف معیار، میانه و مد منطبق بر یکدیگر در توزیع آماری خود)
  • نظم زیباشناختی Aesthetic
  1. Pretty/ Beautiful (زیبا)
  2. Transcend (متعالی، استعلایی)
  3. Parsimonious (معقول، پذیرفتنی)

آیا؟

  • Simple/ Simplicity
  • Fractural
  • Necessity

این فهرست آزاد از مفاهیم امیدوارانه متشابه (سالاد کلمات) است.

بی نظمی چیست؟

  • آشوب ناکی
  • تصادفی
  • بی الگویی
  • بی قاعده‌مندی، ناتوانی در تبیین به شکل پارامتری
  • چند چهره گی
  • تصمیم ناپذیری
  • !بی کرانگی

مساله ی الگوشناس بودن ما و برساخته بودن نظم!

نظم؛ اصیل یا ساختگی

مساله ی لوکالیتی و محدود بودن دامنه‌ی نظم قابل تشخیص

نظم و انتروپی

  • تعبیر بولتسمانی

آزادی عمل

حداکثر شدن آزادی عمل کلی زیر سیستم‌های یک سیستم

  • تعبیر شنون

اطلاعات

انرژی آزاد گیبز

مهدی سالم، ریچموند هیل

۲۸ آوریل، ۲۰۲۳

۰ از ۵ (۰ رای)
اشتراک‌گذاری: