علیت و مبانی تحلیلی آن

علیت و مبانی تحلیلی آن

مهدی سالم · · 18 دقیقه مطالعه

علیت و مبانی تحلیلی آن

علیت و مبانی تحلیلی آن

مقدمات و مبانی حصول به روابط علی در یک سیستم


علیت و مبانی تحلیلی آن

مقدمات و مبانی حصول به روابط علی در یک سیستم

زیربنای علیت چیست؟

علیت به لحاظ مفهوم شناسی چیست، و در چه متافیزیکی قابلیت طرح و تحلیل دارد!

توصیف وضعیت

مبانی تجربی-مشاهدتی: در طبیعت تغییرات مداومی برقرار است، طبیعت در حرکت و پویایی است، وضعیت ایستایی در طبیعت برقرار نیست. تغییرات خود به خودی زیادی مستمرا در طبیعت مشاهده می شود به شکلی که سکون و استمرار (حتی شکل نسبی آن)، حالتی غیر عادی و گویا بر خلاف نظم طبیعت است. حال این وضعیت پویا و متحرک را آنتروپی (و مقاومت در برابر آنرا انتالپی)، بنامیم یا نام‌های دیگری به آن بدهیم، تفاوتی نمی‌کند، یکی از این ابعاد و شاید بستر ساز آن، بعدی (لحظه ی بعد) داشتن لحظه و توقف ناپذیری زمان است. (اصولا توقف زمان معنی‌دار و درک‌پذیر و اشاره پذیر هم نیست! توقف زمان یا فواصل بین زمانی را نیز باید با زمان سنجید! فرضا زمان شماره ی ۲ و برای آن زمان شماره ی ۳ و … !) چیستی چیزها در تمایز آن ها از یکدیگر و گسستی است که از هم دارند، بنابراین این اشیای منفصله در طی این تغییرات، تغییر شکل و حالت می دهند، این تغییر شکل و حالت قابلیت تعقیب پذیری دارد، رابطه ی ما با محیطمان رابطه ای با منشا خود است که منجر به تغییرات جدیدی می شود که به آن منشا (خودمان) قابل اتصاف هستند. این ترتیب و در زمانی، منشا داشتن در تغییرات و تغییر منتج شده از منشاها، علیت را برای ما شکل داده اند. تکرار اتفاقات و تنظیم “شرایط یکسان، نتایج یکسان” نیز ما را به قاعده و قانون بودن علیت رسانده اند، به شکلی که آن را قانون طبیعت هم می نامند.

لازمه‌های تغییرمندی

مبانی نظری- تحلیلی: لازمه‌های تغییرمندی چیست؟ به نظر هر سیستم* تغییرمندی دارای رفتارهای گسسته است، چرا که تغییر و گسست همبسته‌ی معنایی هستند**، تعبیر دیگر سیستمی با رفتارهای گسسته، سیستمی با اجزای متعدد (تعدد اجزایی) و بر فرض “ذرات بر هم کنش دار” است که به آن سیستم کوانتومی یا کوانتیده نیز می‌توان اطلاق کرد. در چنین سیستمی “برهم کنش ترتیبی اجزا” (ذرات) را علیت می نامیم. بنابراین برای علیت؛ 1- “عاملیت” یا پیوستگی و امتداد پذیری ذرات در هر کنش مفروض، (قابلیت تعقیب و یافتن رد پای ذرات بر هم کنش کننده)، 2- “تاثر” یا گسست یا تغییر در آرایش ذرات و یا ویژگی های آن ها مورد نیاز است. این ارتباط را می توان زنجیره وار بودن کنش ها و اتفاق ها در یک سیستم نیز نام داد.

آیا تغییراتی نیز وجود دارند که در این قاعده نگنجند؟ پاسخ به این سوال دشوار است، به نظر در مقایسه ی مقطعی و نزدیک بینانه، به شکلی که با ترتیب وقایع روبرو باشیم نمی توان از این امکان سخن گفت، مگر با افزودن مفروضات اضافه ای که ممکن است تعریف سیستم را تغییر داده و یا آن را چند رفتاره (چند پاره و نسبت به هم ایزوله) کنند! با این وجود هنگامی که حوادث ترتیبی نباشند و روابط زنجیره وار نباشد، به شکلی که حرکت به هر سو ممکن باشد، (نظیر روابطی که مبتنی بر معادلات دیفرانسیلی هستند) علت و معلول و نظایر آن به نوع خوانش وابسته و به تعبیر دیگر اعتباری خواهند بود! بنا به تجربه/ عادت! این شکل از رابطه، نشانه ای از همبستگی بین اجزایی جزئی تر در یک اتفاق و حادثه ی (کل) بزرگتر است که انتظار ترتیبی بودن از آن کشیده می شود! (فرض کنیم ساده ترین شکل آن، یعنی حرکت خطی مستقیم و بدون شتاب در بستر مفروض خلا بدون دخالت هیچ نیروی دیگری (مشابه قانون اول نیوتن)، در این حرکت، ما تغییرات مکانی داریم، ولی مکانمندی ذره در یک نقطه را، علت مکانمندی بعدی آن نمی دانیم و این کل را به شکل بسته بندی شده تشریح می کنیم. ولی همانگونه که اشاره رفت، این شرایط فرضی با افزودن فرض های زیادی حاصل شده اند که تصویر متفاوتی از سیستم را نمودار می سازند که ساختگی و مجازی هستند! یعنی گویا تشریح شرایط سیستم مورد بررسی نیستند، بنابراین شاید باید کنار گذاشته شوند. مگر فرض کنیم در این سیستم ذره ای بدون کنش وجود دارد، اینجا نیز یا باید برای کنش ناپذیری آن دلیل اقامه کرده از یک قاعده و قانون حاکم بر سیستم نام ببریم، یا محدودیت هایی را بر سیستم اضافه کنیم که چنین امکانی را به شکل پیشینی و ساختگی فراهم آورد!

اگر قانونی/ قاعده ای برای این رفتار وجود دارد، توصیف / تبیین این رفتار از ناحیه ی آن قانون میسر می شود. ولی طبیعی است اگر این ذره یا جز تغییری دارد، باید پارامتری و زمینه ای برای تغییر آن باشد، که این یعنی باید یک دومی در کار باشد که نسبت به آن دومی! تغییر معنی بخش باشد، اگر دومی نقشی در تغییر این اولی نداشته باشد و تنها بازتابنده ی آن باشد، یا تغییر در خود دومی است! یعنی در اصل اولی تغییر نکرده که خلاف فرض است، یا این دومی باعث آن تغییر شده است، که اینجا نیز با علیت و تاثیر و تاثر روبرو هستیم.

در حالت اضافه کردن محدودیت هم، با مشکل بازشناسی تغییر مواجه هستیم! تغییر همواره نسبت به چیزی معنی می دهد، مگر آن چیز را درونی کنیم. برای مثال فرض کنیم در سیستم یک کلید صفر و یک قرار دارد که در هر واحد تغییر کلی سیستم 100 بار تغییر ارزش می دهد و نوسان و نواخت این تغییر ارزش ثابت است! و بنا به محدودیت دیگری هیچ داده ای یا اثری بر سایر اجزا ندارد! در این حالت چرا ما این را از سیستم جدا نکنیم! به نظر این ترکیب بی وجه و قابل زدون از سیستم مفروض ما بوده باشد. طبیعی است کفایت اطلاعاتی سیستم مخدوش می شود ولی، مدل کردن تغییرات آن دستخوش مساله ای نمی شود.)

سایر همبسته های معنایی در تغییرمندی زنجیره وار

مباحثی نظیر ضرورت، سنخیت، معیت و … به این موارد قابل اضافه کردن است، ولی نیاز به تشریح بیشتری دارند. و برای تشریح آن از خصوصیات دیگر سیستم باید نام برد که می توان برخی آن ها را تحلیلی و استلزامی نیز دانست. برای مثال سنخیت در مقوله ی کنش پذیری مستتر است. لازمه ی کنش پذیری داشتن زمینه یا بستر مشترک برای هم کنشی است، نتیجه ی کنش و بر هم کنشی، نمی تواند خارج از قواعد کنش، یا شرایط و ویژگی های مشارکت کنندگان در کنش باشد. در خصوص ضرورت کمی داستان متفاوت، یک جنس ضرورت به تعریف علیت باز می گردد که در اصل ضرورتی نیست. ضرورتی تعریفی است که در اصل ضرورت تحلیلی ای است. ولی هنگامی که یک کنش به صورت یک قالب و انگاره و مدل تبیین می شود، یعنی شرایط ورودی و خروجی آن مشخص شده به شکل قانون / قاعده طرح می شود، در اصل ما با یک قانونی علی مواجه می شویم و یا نه ادعای بزرگتری می کنیم که علیت = قانون علیت است، یعنی در سیستم مفروض ما اگر کنش و واکنشی هست و این کنش و واکنش آشوبناک نیست، به ضروره این کنش ها از الگوی رفتاری مشخص و غیر قابل تخلفی تبعیت می کنند. در این حالات از قانون علیت یا علیت به مثابه قانون طبیعت (سیستم مفروض) نام برده ایم. این عمومی سازی و تعمیم دوم نیاز به شرح و بسط دقیق تری دارد، با اینکه بنده با آن هم داستان هستم.

آیا یک سیستم گسسته داریم! ویژگی های سیستم گسسته مند!

ولی باید توجه کرد که ما با یک سیستم با رفتارهای گسسته مواجه هستیم، همین سیستم بودن، حمایت از پیوستگی و ارتباط و وجود در برگیرندگی بین اجزا حکایت می‌کند. از این رو گسستگی مورد اشاره، یک گسستگی فلسفی و ایزوله نیست. به نظر گسستگی مورد اشاره در سطح رفتار و نمود رفتاری است.

مشکل اینجاست که اگر بخواهیم پیوستگی را حفظ کرده و گسستگی را توپولوژیک و فروکاسته به نمود رفتاری کنیم، نیازمند ابعاد جدیدی خواهیم شد که آزادی عمل مورد نظر را فراهم کنند. اگر هم فرض کنیم، ابعاد ایجاد شدنی نیستند و طبیعتا پیشینی و همزاد سیستم هستند، به تعابیر و نگاشت نظری (تعدد آزادی عمل‌ها بنا به تعدد رفتارهای مشاهده شده و قابلیت‌های متعدد) به نسبت نگاشت تجربی و مشاهده‌ی سه بعدی خود ارجحیت قایل شده‌ایم!

حصول به کفایت اطلاعاتی

کفایت اطلاعاتی از این سیستم چگونه به دست می آید؟ این سیستم را چگونه می‌توان توصیف کرد؟ آیا این سیستم توصیف پذیر است؟ به نظر توصیف مفهوم مناسبی برای ارائه‌ی جامعیت / کفایت اطلاعاتی برای این سیستم نیست، بلکه این سیستم را باید تبیین کرد! یعنی آرایش (نحوه ی چیدمان اجزا)، ویژگی ها، رفتارها و درهم‌کنش‌ها و تاثرات آتی ذرات آنرا در واحد تغییرات آن سیستم (فرضا هر لحظه) به دست داد!

ساده ترین شکل تبیین این سیستم، تبیین پارامتری و مبتنی بر تابع ریاضی آن است، به شکلی که این تابع در بستر متغیرهایی ثابت (فرضا زمان) متغیرهای وابسته ی آنرا که خود طبیعتا آرایش ذرات و ویژگی های (آزادی عمل های) هر یک از آن ها خواهند بود را به دست دهند. این تابع امکان شبیه سازی این سیستم را در سیستمی با ظرفیت پردازی بالاتر به دست خواهد داد.

غیر ساده ترین شکل تبیین این سیستم نیز، یک تبیین خطی و عطفی از تمامی آرایش های این سیستم و ویژگی های ذرات آن است. (یک سری از توصیفات مستقل خطی) اگر هیچ یک از این آرایش ها و تغییرات ویژگی ها در بستر خطی مورد اشاره (زمان سیستم) قابل خلاصه سازی و فرموله پذیر (پارامتری شدن) نباشند، سیستم از قانون خاصی تبعیت نکرده و یک سیستم آشوبناک / تصادفی خواهد بود.

شبیه سازی این سیستم تنها از طریق اجرای مستقیم توصیفات عطفی ارائه شده میسر خواهد بود.

— — — — — — — — — -

  • در اینجا از سیستم، تنها سیستم بسته منظور شده است.
  • همبستگی معنایی گسست و تغییر

این بحث با وجود روشن بودن، در آینده تشریح خواهد شد.

علیت و شدن!

آیا علیت بدون شدن (در بستری از تغییر بودن) داریم؟ اگر داریم، عامل افتراق علت از معلول چه بوده و این انفکاک چگونه بوجود آمده است!

علیت و عادت!

اگر عادات و دانسته های خود را کنار بگذاریم و فرض تجربه و مشاهده را نیز حذف کنیم، از علیت چه باقی می ماند؟ آیا برای هر اتفاقی گشاده نظر نیستیم؟ بدون عادت، آیا از علیت جز اثر زنجیره وار و در هم تنیده ی حوادث و واقعیت ها، چیزی باقی می ماند؟

از معلول به علت یا از علت به معلول!

آیا می توان از علت به معلول رسید؟ چرا و چگونه؟ آیا بدون معلول ما علتی داریم! علت و معلول با یکدیگر همسازه هستند. بنابراین سوال اصلی این است از شی و عنصری، چگونه به علت یا معلول بودن آن پی می بریم و این عمل چه عملی است؟ آیا عملی تجربی و مشاهده پذیر است، یا عملی عقلی و ذهنی است؟ و یا نه، عمل استنتاجی و گمانه زنانه است. (استدلال از طریق بهترین تبیین)

اگر واقعیت داشتن، نیازمند چیز دیگری نباشد و یک واقعیت می تواند در خود باشنده باشد! آیا علت بودن بدون معلول داشتن معنی دار است؟ آیا در یک مبادله علی معلولی در یک بستر فرضی، باید دو واقعیت داشته باشیم و گاهی (مقطعی زمانی) که دو واقعیت در یک وضعیت مشترک به نسبت هم باشند! سپس از هم منفک شوند که پس از آن این تفکیک علت و معلولی ممکن شود. شرایط این در هم کنش و در هم تنیدگی و از هم گسستگی را می توان شدن نامید.

علیت و نه علیت!

نه علیت چیست؟ (متنافر علیت) به عبارت دیگر با حفظ امر تغییر، چه جنس تغییراتی را نمی توانیم علی بدانیم؟

آیا تغییرات غیر علی داریم؟ آن تغییرات چه ویژگی هایی دارند؟

  • ثبات؟ وضعیت ثبات تغییری ندارد! بنابراین ثبات مخالفتی با علیت ندارد.
  • بساطت؟ در خصوص امر بسیط، مجموعه ی تهی یا سیستم ثابت! و سیستمی که دارای اجزا نیست، در این سیستم نیز نمی توان تغییری و بر هم کنشی را نشان داد، از این رو تغییری نیست و علیتی در این سیستم مفروض نیست. (اگر آن استدلال بنده برای همبستگی معنایی تغییر و گسست را بپذیریم، والا باید محاجه کرد) * اگر به یک قسمت ایزوله ی یک سیستم بزرگتر اشاره می شود، اگر این زیر سیستم ایزوله ی خالی، منشا اثری در آن سیستم باشد، فرضا تکینگی و خلا، عامل تغییراتی باشد، مسئله اینجاست که آیا به آن خلا می توان عنوان عامل را داد و یا باید آن را به شکل دلیل و از دل روابط درونی سیستم توضیح داد! اینجا مساله کمی بحث برانگیز است. چه چیزی می تواند عامل و علت باشد! چیز بودگی حداقلی برای علت خواندن چیزی چیست! آیا بین علت و دلیل (توضیح چگونگی اتفاق افتادن چیزی بنا به روابط بین چیزهای دیگر) تمایزی پررنگ است؟
  • حرکت جوهری؟ این کاندیدای خوبی است، هنگامی که حرکت یک وضعیت و ویژگی عمومی یک سیستم باشد و نتوان آن را به یک عامل بیرونِ سیستم! منتقل کرد، و اگر چنین تعبیری یعنی حرکت در ذات و جوهره ی یک چیز صحیح باشد. این وضعیت غیر علی ولی وضعیتی همراه با تغییر و شدن است. * اینجا خواننده ی مطلع شاید خرده بگیرد که از ابتدا ما با سیستم های بسته سر و کله می زدیم! چرا که سیستم باز در حد تحلیل ما به ابتذال و باز شدن ارتباط هستی به نیستی می انجامد! نوعی از تسلسل در باز بودن سیستم، چرا که طبیعتا بتوان هر عامل بیرونی را با بازتعریف و گسترش سیستم به درون این سیستم بکشیم و دیگر سیستم بازی نداشته باشیم، مگر خود آن عامل ذیل عامل دیگری و آن هم همینطور باشد! که مسئله بازبودن ذاتی سیستم و جنسی از تسلسل غیر قابل تقلیل باشد. پس چرا اینجا ما اصلا بحث عامل بیرونی برای تغییر را پیش کشیدیم! آیا به زیرکی و با رندی، از ابتدا مفهوم حرکت جوهری را تنها انتخاب برای سیستم و حیطه ی بررسی خود مفروض کرده ایم. ** پاسخ این است که بنده اینجا از ابتدا در صدد این توضیح (موجه سازی حرکت در یک سیستم بسته) نبودم، ولی این ایراد وارد است و به نظر این مسئله را بنده به شکل تحلیلی و الگوریتمی مستدل نکرده ام و تکلیفی است بر عهده ی بنده. با این وجود نوشته ی بنده در خصوص حرکت و یادداشت های مختلفم در خصوص شدن و سیروریت همه در این راستا، عمدتا از رویکردی تحلیلی و تبیینی برخوردارند که نیاز است جمع بندی و برای اهداف این نوشته بازنویسی شوند.
  • حرکت همبسته؟ در تغییراتی که به یک عامل قابل فروکاسته شدن نباشند و مبتنی بر نوعی ارتباط و هم کنشی درونی بین اعضا باشند، یعنی مبتنی بر یک دلیل بوده و نه یک علت! می توان تغییراتی درون زاد مشاهده کرد که به یک علت خاص قابل فروکاسته شدن نیستند. * آیا می توان این توضیحات را قبول کرد؟ به شکل ساده، حرکت را شاید بتوان به یکی از
  • کشش/ مکش (سیاه چاله ای در انتهای مسیر)، + رانش/ رنبش (انفجاری و انرژی آزاد شده ای در ابتدای حرکت)، + طرد / دفع (دافعه ی بین اجزای یک سیستم گسسته) و در نهایت + جذب/ ربایش (جاذبه ی بین اجزا یک سیستم گسسته) یا ترکیبی از آن ها فروکاست. بین آنها، مکش و ربایش، حرکت هایی با انتهای خوش تعریف، و رانش و دفع، حرکت هایی با ابتدا و منشا خوش تعریف هستند. ولی هیچ کدام حرکت دائمی و در خود یک سیستم را موجه نمی کنند. آن هایی که ابتدای مشخص دارند، علت آغارین طلب می کنند، و آن هایی که انتهای مشخص دارند، نهایت داشتن و سکون مورد انتظاری را نوید می دهند! هیچ یک مطلوب نیستند. مطلوب امر اعواجی و ناسازگاری ای است که طرد و دفع همزمان و همبسته ایجاد کند و حرکتی حدی را در مسیری بی انتها ودیعه دهد.

هستی بخشی!

یک مساله ی ساده، به شکل تحلیلی از یک واقعیت به نام A واقعیتی به نام B را به هستی اضافه کنید. تمامی ویژگی ها و تعاریف و شرایط A بودن با شما. ولی باید تنها و تنها A باشد، نه چیز دیگر. اگر نیازی به عملگرها، قوانین و قواعدی دارید که ادعا می کنید جهانشمول هستند و شی بودگی ندارند! (مجردات) آنها را نیز فهرست کنید و رابطه ی آن ها را با A و A بودن و هستی بخشی مشخص سازید.

علیت و همبستگی!

آیا علت و معلول به هم بسته نیستند و همبستگی ندارند؟

اشیا در یک وضعیت و آرایش خاص، علت یا معلول چیزی هستند. در این حالت اشیا بودن و موجود بودن چگونه چیزی است؟


انگیزه ی این نوشته سلسله مباحث با دوستان خلق اول بود. جناب آقای دکتر مهدی و دکتر علی احمدی امین. این بخش در پاسخ به آن مباحثات نوشته شده است. بخش های پیشتر، تدقیق و تبیین نگاه دقیقتر به علیت متعاقب آن بحث بود. بحث جایگاه علیت در تحلیل یک سیستم دینامیک و متغیر!

نقادی علیت هستی بخش!

علیت برای دوستان فلسفی عزیز که به علیت حقیقی و هستی بخشی فرا زمینه قائل هستند، باید به این صورت بیان شود:

خروج (بیرون جهیدن) چیزی از چیز دیگر (یا حالتی از حالت دیگر) را علیت می نامند.

تحلیل تمثیلی: یک الف داریم، هنگامی که الف، ب ای ایجاد کند که بدون الف تحقق یافتنی نمی‌بود ( فقط و فقط الف می‌ماند)، الف علت ب و ب معلول الف خواهد بود.

شرایط هستی بخشی بودن:

  1. برای این تعریف هر دو وضعیت ب نبودن و ب بودن باید وجود داشته باشند.
  2. هیچ تغییر دیگری و چیز دیگری نباید باشد،
  3. الف از الف بودن نباید خارج شود، ویژگی های الف نباید هیچ تغییری کنند.
  4. وضعیت “الف بودن و نبودنِ ب” و وضعیت “الف بودن و بودنِ ب” باید سازگار باشند.
  5. فضای در برگیرنده! و بستر بودن وضعیت ها نیز نباید تغییر کند! XXXX
  6. الف و ب بودن نمی تواند مساوی یا تقلیل پذیر به الف بودن باشد!
  7. در حالت تقسیم نیز الف، به ب و ج تقسیم می شود و الف ی نخواهد ماند!
  8. تحلیل رابطه ی طولی (یا رابطه ی کل به جز و مجموعه به اجزای آن)
  • رابطه ی طولی به نظر رابطه ای علی نیست، چون بیرون جهیدنی در میان نیست!
  • در اصل اگر رابطه ی الف و ب طولی و درهم برگرفتن (عضویت) ب توسط الف باشد، نکته این است که ب و یا شاید ب ها در الف بوده اند! یعنی الف مشتمل بر اجزا و اعضایی است. اگر بودن یا نبودنی برای آن ها فرض کنیم، نمی توان الف بودن را تک وضعیتی و ثابت دانست! در این حالت بنا به تغییر اعضا و حالات و اجزا، الف های مختلف و متعددی خواهیم داشت که با فرض تغییر نکردن الف سازگار نیست! در اصل اینجا الف نداریم، الف ها داریم! و درست است هر الف را برای خود تحلیل کنیم. که به نظر در این صورت هر الف ترکیبی ثابت و همراه یا غیر همراه با ب یا ب ها خواهد بود. و مجدد علیتی نخواهد بود.
  • در این حالت مساله ای دیگر نیز هست، اگر الف خود دو یا چند وضعیتی (ب در درون / بدون ب در درون باشد و نظایر آن باشد!) در این حالت نیز، همانگونه که عرض شد الف واحد بزرگی برای بررسی است و الف ها داریم تا الف! و الف نامیدن و بررسی در این سطح از ابتدا اشتباه بوده است! اینجا معمولا به دنبال علتی برای تغییر وضعیت خود الف می گردیم! و الف را معلول تغییرات می دانیم تا علت تغییراتی!

در آخر سر، اگر علیت هستی بخش مشابه، روشن کردن یک چراغ خاموش باشد، یعنی تغییری در یکی از وضعیت های یک شیِ دارای وضعیت شی بودگی ولی فاقد یک وضعیت و ویژگی خاص است (مثلا فعال یا غیر فعال، روشن یا خاموش و …)، در این حالت به گمان هستی بخشی مورد ادعا، استفاده ی کلامی و بزرگ نمایی مفهومی هستی بخشی باشد! چرا که آن شی (شی بودگی) و قابلیت دریافت این ویژگی و تغییر وضعیت را داشته است! و مشابه جریان برق و الکترونی که به یک چراغ موجود، روشنایی و قابلیت درخشش! می دهد، تنها تغییر وضعیتی را موجب شده است که با ترکیب با آن شی ایجاد شدنی است. رفتار روشنایی مستقلا از هیچ از یک دو (چراغ تنها و یا جریان الکترونی تنها) قابل مشاهده نیست.

بحثی مشابه از ابن سینا در اشارات در تایید دغدغه ی بنده!

علیت برای بنده در واقعیت (در عمل و در دنیای واقعی): ،

علیت و اثر علی نامی است که ما به تغییر فازها و تغییرات بحرانی در زنجیره ی اتفاقات می‌دهیم،

چرا که تغییرات سطح پایین‌تر!، “ضمنی، مستمر و برقرار” هستند و این تغییرات مستمرِ سطح پایین، برهم کنش! داشته و رفتارهای انتقالی و گسسته ای را در سطوح مشهود رقم می‌زنند.


نکاتی دیگر:

اشکال مهر روشن عزیز پاسخ مفصلی به این مطلب به شکل پیام صوتی دادن، بنده در اینده پاسخ مکتوب خودم رو به اون مطالب ارائه می کنم.

بازخورد 1 اشکان به علیت 21–6–2023 Mehdi_jan.mp3

فایل اشکان عزیز ارجاع به فایل صوتی اشکان جان در گروه چت تلگرامی ایشون.

(، به روز رسانی 5 ژانویه 2024، اشکان جان اطلاعات چت را پاک کرده اند!من نسخه ای از آن را به ذخیره کرده و و دربالا گذاشتم)

مهدی سالم، ریچموند هیل

جون 2023

۰ از ۵ (۰ رای)
اشتراک‌گذاری: