عقلانیت انقلابی، چگونه!

عقلانیت انقلابی، چگونه!

مهدی سالم · · 6 دقیقه مطالعه
نوشته‌ی مدیوم

عقلانیت انقلابی، چگونه!

چگونه می‌توان قدم‌های مطمئنی با کمترین ریسک بازگشت‌پذیری یا بی‌نتیجه بودن در راستای تغییرات بنیادین و ضروری برداشت؟


عقلانیت انقلابی، چگونه!

چگونه می‌توان قدم‌های مطمئنی با کمترین ریسک بازگشت‌پذیری یا بی‌نتیجه بودن در راستای تغییرات بنیادین و ضروری برداشت؟

دوستان،

عقلانیت انقلابی رو نباید به بهانه‌ی ترس‌انداختن فرد یا گروه ایکس یا تهییج‌کردن فرد یا گروه ایگرگ فراموش کرد. کنش درست انقلابی، اگر در میان هست، چند مرحله‌ی مهم داره تا به نتیجه برسه و برای هر مرحله هم شاخص‌های مهمی هست که موفقیت یا شکست‌اش رو تضمین می‌کنه. تغییر اصلا امر ساده‌ای نیست، ولی امر نشده و نکرده‌ای هم نیست. نه باید ساده‌انگاری کرد و نه ازش کوه ساخت!

بله، اگر ۳-۵٪ مردم فعال بشن و خود‌نمایی انقلابی و اعتراضی کنند، بتونن با هم هماهنگ کنند و بعدش بقیه ی مردم هم بهشون بپیوندند، می‌شه کارهای بزرگی کرد؛ از سقوط هیمنه و انسجام نظام حاکم تا یک انقلاب کامل زیرساختی!

ولی لوازم، گام‌ها و ملاحظات‌اش به نظر:

۱- حضور هوشمند متمرکز و هدفمند (سر جایش متمرکز و با هم، به شرط بالا بودن تعدادی و غافلگیرانه بودن با هدف‌گذاری حصول به نتیجه‌ی آفندی؛ تسخیر نقطه‌ای و یا اعلام خبری چیزی).

۲- حضور پراکنده و استهلاکی و متفرق (نیروهای سرکوب نتونن متمرکز و از پیش آماده باشن برای جلوگیری از نمایش‌های اعتراضی). حتی نوبتی بودن و دور از هم بودن کانون‌های اعتراضی می‌تونه بسیار‌کمک‌کننده باشه؛ چرا که مردم بی‌شمار هستند ولی نیروهای سرکوب محدودترند و نیروهای سرکوب مناطق بیشتری برای حفظ‌کردن مداوم دارند.

۳- تشکیل سیستم حمایت چند‌لایه (خانه‌ها، محلات، پزشکان، حمایت‌های مالی و حقوقی و …) برای قایم‌شدن، برای فراری‌دادن، برای بازپس‌گرفتنِ دستگیر‌شدگان، برای مراقبت و رسیدگی به مجروحان و …

۴- کسب توانایی تحرک و جابه‌جایی برای حفظ دستاوردهای حاصل شده. (گام‌به‌گام باید هر دستاوردی به دست بیاد و مقاومت‌ها برای جابه‌جایی نیروی سرکوب تدبیر بشه).

۵- مدیریت خشونت و تصویر اعتراضات! پرهیز نسبی از خشونت موجب تهییج و به میدان آمدن بیشتری از افراد می‌شه (خشونت سریع تصویر حرکت رو در نزد طبقه‌ی متوسط کریه و نپذیرفتنی می‌کنه). خشونت به عنوان آخرین منزل، ولی اون خشونت هم خشونت کور نباشه! ماموری که گیر می‌افته رو زیر لگد گرفتن، خشونت کور هست! ولی ماموری که تیر می‌زنه رو تو هم سنگ و کلوخ بزنی، مبارزه‌ی رودررو هست!

۶- داشتن ایده‌های متعدد برای اعتراض و تنوع شیوه‌های اعتراضی.

۷- آمادگی فردی برای اعتراضات

۸- آمادگی برای زمان بازداشت (گوشی و موبایل و سوال و پاسخ و …).

در هر حال اگر گام‌به‌گام پیشرفت‌هایی حاصل بشه و بتونه حفظ بشه، نیروی تغییر تقویت می‌شه. باید دونست احتمال خشونت متمرکز حکومت هم هست. حکومت برای ترساندن به بهانه‌های جدایی‌طلبی و کار تروریستی ممکنه برخی مناطق را شدیدا بکوبه تا ترس غیر‌مستقیم به جامعه تزریق بشه و از طرف حامیان‌اش برخورد خشن‌ش قابل توجیه باشه! یعنی ظاهر‌داری کنه؛ مثل اینکه بهانه‌ای بدی دست یک طرف که دادی بزنه، فریادی بزنه یا جلوی جمع دیگری بد‌چهره دیده بشه!

از این منظر، برای همه‌ی این‌ها، یعنی مناطقی که آسیب‌پذیرتر هستند، باید چنین آمادگی ذهنی جمعی‌ای باشه؛ یعنی اتفاقا حتی سکوت این مناطق می‌تونه استراتژی خوبی باشه یا خشونت بسیار کمتر در جاهایی که انتظارش رو داره حکومت!

در هر حال می‌شه انتظار داشت در جنگ روانی و بازی روایت‌ها و نظایر اون، دولت مستقر بهتر عمل کنه؛ حتی با فیک‌کردن و طعمه ایجاد‌کردن برای انحراف و گول‌خوردن معترضان. همه‌ی این‌ها برای مردم خاکستری و نیروهای طرفداری که در مواقعِ بالا بودن هزینه حاضر به مشارکت نیستند، ولی در شرایط سالم‌تر و آرام‌تر و کم‌هزینه‌تر حاضر به میدان آمدن هستند، مهم هست؛ یعنی در راستای تبلیغ حرکت و جنبش و نمایش سلامت جهت‌گیری‌اش هست که مهمه.

یکی از دلایلی که از مصدق در ۲۸ خرداد حمایتی نشد، تصویر و ذهنیتی بود که از چپی‌شدن فضا ایجاد شده بود! درست یا غلط. یعنی اطمینانی به جهت تغییر نبود! هر نوع تغییری با اینرسی و دشواری کنده شدن به دلیل ابهام و عدم اطمینان از وضعیت آتی همراه هست؛ به‌خصوص برای قشر برخوردارتر. فقط با غیرت و جسارت و هیجان نمی‌شه انتظار نیروی بزرگ تغییر داشت. خلاصه تدبیر مهم‌تر هست از هیجان الکی؛ این همون عقلانیت انقلابی مورد نظر من هست.


Steve با همه صحبت‌های شما موافقم به‌جز بخش خشونت. هدف باید شکست بسیجی‌ها باشد با خشونت یا بی‌خشونت. گاندی‌بازی بس است؛ ۴۴ سال گاندی‌بازی نتیجه نداد، دیگه کافی است. جنبش سال پیش را ۴ تا اعدام از حرکت انداخت. چطور خشونت از طرف رژیم اشکالی نداره ولی مردم فقط باید هزینه، کشته و معلول و نابینا بدن؟ اتفاقا تنها چیزی که رژیم را ساقط می‌کنه خشونت خیلی خیلی زیاد در مدت کوتاه است.


دوست عزیزم،

من نوشتم مدیریت خشونت و تصویر اعتراضات. من با خشونت کور مخالفم؛ بسیجی و غیر‌بسیجی نداره. خشونت کور فقط تصویر ترسناک و دلهره‌آوری از تغییر رو تداعی می‌کنه و این فقط به نفع حکومتی هست که قراره تغییر کنه!

نمی‌شه به افراد میدانی، دور از میدان نشست و گفت چه بکن، چه نکن، ولی می‌شه نظراتی گفت که خود افراد قضاوت کنن و با ذهنیت آماده برخورد کنن. بتونن خشم خودشون رو کنترل کنن؛ اگر نه خود فرد، اطرافیان و جو میدانی حاکم، درایت‌مندتر باشه. حداقل فیلمی گرفته نشه! یعنی تصور نشه تبلیغ خشونت به تقویت حرکت می‌انجامه! (چرخه‌ی خشونت، خشونت می‌آره، خشونت کور هم به تشدید عمق خشونت می‌انجامه!)

خشونت کور رو هر شخصی محکوم می‌کند؛ مهم نیست شخصی که داره زیر دست و پا له می‌شه، بسیجی باشه، فلسطینی باشه یا اسرائیلی! تا لحظه‌ی آخر می‌جنگی، وقتی یارو رو گرفتی خوب دیگه اسیر هست!

اگر ایده‌ای در خصوص عدم تقویت جبهه‌ی مقابل هست که نیروهاش پس از به‌دام‌افتادن دوباره به میدان نبرد نیان، و اینکه مردم امکان اسیر‌کردن و زندانی‌کردن و این‌ها ندارن؛ این‌ها دشواری‌های مبارزه هست. یادمون باشه خودمون به دام جنایت‌هایی نیفتیم که ازشون می‌نالیم! مثلا اعدام‌های ۶۷! بهانه‌ی حکومت تقویت مجاهدین / منافقین در صورت آزادی اون‌ها بود!

من نمی‌دونم بهترین ایده چیه یا آیا حرف‌های من به اندازه کافی عقلانه، پخته و مدبرانه هست یا نیست، باید اندیشید و با هم اندیشید! ولی مدیریت خشونت و نوع تصویری که از خیزش نزد مردمی که دورتر هستند مخابره می‌شه مهم هست از دید من.

Richmond Hill سپتامبر ۲۰۲۳

۰ از ۵ (۰ رای)
اشتراک‌گذاری: