ایران؛ حاکمیت و عقلانیت ابزاری
در ایران مشکل اصلی این است که چرخهی عقلانیت و تعهد حاکمیت به عقلانیت ابزاری شکسته شده است. به همین سادگی؟! حکومت نشانهای از توجه به مقتضیات…
ایران؛ حاکمیت و عقلانیت ابزاری
در ایران مشکل اصلی این است که چرخهی عقلانیت و تعهد حاکمیت به عقلانیت ابزاری شکسته شده است. به همین سادگی؟! حکومت نشانهای از توجه به مقتضیات عقلانیت ابزاری، عملگرایی و عرفی بودن در رفتارش را نشان نمیدهد! حتی بر خلافش بر اندیشههای انقلابی، ایدئولوژیک، صدور انقلاب و نادیده گرفتن عرف دیپلماتیک را سرمشق خودش نشان داده است.
آیا این را کسی توش شک دارد؟ بحث این نیست که لزوماً تکتک ارزیابیهای جامعه، دگراندیشان، یا اپوزیسیون و براندازان از کنشهای حکومت، درست و جامع هست و یا در این کنشهای حکومت عقلانیت ابزاری به درستی بهکار نرفته است! طبیعتاً حکومت بخشهای تکنوکراتی هم دارد که در آن فعال هستند و تا حدودی خودشان را از طوق اندیشههای دستوری و فرمانهای فرمایشی به نسبت مصون کردهاند، یا حتی فرمانهای دلبخواه و یا غریزی حاکمان ممکن است در تطابق با راهحلهای خلاقانه و مؤثر در پیگیری امور سیاسی/ حکومتی بوده باشد!
یک مشکل علنی دیگر در راستای بیاعتمادی به حکومت و مجاز بودن در بد خواندن رفتارهایش این است که رسانههای حاکمیت و پایگاه اندیشگیاش، خوب به شکل علنی تقابل دارد با عقلانیت ابزاری و عقلانیت معیشتاندیش و تجربی مدرن! آخه برادر جامعه به چه چیزی باید اعتماد نسبی داشته باشد؟؟
بنابراین در جامعهای که در چرخهی تقسیم و تسهیم قدرت نیست، نمیتواند حداقل نقشی در جهتگیریها و قواعد تنظیمگر حاکمیتی ایفا کند و بهکل به حاشیه رانده شده در نقشآفرینی در حق تعیین سرنوشت خودش، وقتی رسانههای طرف حکومت به شدت عقلگریز هستند، رفتارهایشان توجیههای مشخصی ندارد و تعهدی یا مهارتی از سوی حاکمیت برای توضیح و تشریح به جامعه اصلاً وجود ندارد! برادر از چه چیزی میشود دفاع کرد. همه چیز رنگ امنیتی به خود میگیرد، به سادگی دروغ گفته میشود، معیارهای دوگانه در مسائل مهم و حساسی که جامعه را دوقطبی کرده به چشم میآید و …. واقعاً خیلی شکیبایی و خوشخیالی میخواهد مثبتاندیش بودن در مورد رفتارهای حکومت، حتی وقتی خودت در حاکمیت نقش داشته باشی!
به نظر من رندی است، اتکا و ارجاع دادن به عقلانیت ابزاری و عقلانیت مدرن در یک سری پاسخهایی که به نفع حاکمیت است ولی سرمنشأ مشکل از عدم عقلانیتهای قبلی است! یعنی عدم عقلانیتهای قبلی شرایطی از اضطرار و یا دشواری را ایجاد کرده است که رفتارهای هیاتی و هیجانی و دفعتی و فوریتدار را موجه نشان بدهد! در صورتی که دولت مدرن، یعنی دولت تدبیر و سیاستگذاری و برنامهریزی و کنترل و نظارت و بهبود مستمر…
مهدی سالم
ریچموند هیل؛ ۱۶ آوریل ۲۰۲۳
- در پاسخ به نکاتی که مرتضی سرابی در یک روم کلابهاوس مطرح میکردند در موضوع قبرستانهای بهاییها و اینکه قبرستانهای مسلمانها هم تخریب شده بودند و هیچ بهایی نیست که به صرف بهایی بودن در زندان باشد و بهاییهای حیفایی جنبهی امنیتی دارند و …..