صدق یا اثبات
صدق یا اثبات
صدق و اثبات (توجیه)
۱- صدق و توجیه به باورها و گرایشهای گزارهای مرتبط هستند. ۲- صدق به یک گزاره و ارتباط آن گزاره با نفسالامر خود (حوزهی موضوعی خود) مرتبط است. ۳- توجیه یا اثبات به ارتباط آن گزاره (باور) به صاحب باور و دارندهی ادعای آن گزاره مرتبط است.
به عبارت دیگر: ۴- صدق مقام ثبوتی و تحققی (هستیشناختی) یک گزاره است، به شکلی که وضعیت گزاره را آنگونه که در نفسالامر هست مورد نظر قرار میدهد. ۵- توجیه مقام اثباتی و حوزهی معرفتشناختی مرتبط با یک ادعا و گزاره است، به شکلی که توانایی، قابلیت و میزان اطمینانپذیر بودن فاعل شناسا (سوژه) را در باور به آن ادعا مورد نظر قرار میدهد.
باز به عبارت دیگر: گزارههایی که هستی را آنگونه که هست روایت میکنند، صادق هستند. گزارههایی که در حدود توانایی معرفتشناختی فاعلان شناسا، بدون خطا و به شکل اطمینانبخش و یقینآفرین حاصل شده باشند، گزارههای (موجه) توجیه شده هستند.
باز به عبارت دیگر:
- صدق معطوف به شیء فینفسه است: پدیده یا Nomen.
- توجیه معطوف به درک شیء از طریق یک فرایند اطمینانبخش و بدون خطا است: پدیدار یا Phenomena.
Try watching this video on YouTube توضیحاتی در این خصوص .. بهخصوص مبانی تحلیلی صدقپذیری
کذب از کجاست؟ کذب چیست، صدق ناموجودها از کجاست؟
۱- برای مثال گزارهای که توصیفی از یک امر نفسالامری نباشد:
- هیولای ۷ شاخ مهربان است!
- در مجموعهی اعداد طبیعی، -۴ سومین عدد زوج منفی است!
۲- یا فرض کنیم WFF نباشد، صدق یا کذب آن از کجاست؟
- است الف را به سرد کرد.
~^۲! <~ sinπ
۳- یا شرطیهای خلاف واقع؟
- اگر امروز برف میآمد، هوا سرد میبود؟
- اگر در دانشگاه قبول نمیشدم، ثروتمندتر بودم!
۴- یا توصیفهای بیارجاع!
- فرزند نداشتهی من، پسر خوبی است.
- دایرهی مربع، دوبعدی است.
پینوشت: آیا جهان ذهن بر جهان عین سیطرهی شناختی و عمومیت معرفتشناختی دارد؟ در این حالت، بیشمار عبارت و تعبیر هست که تنها صورتی syntactic دارند. این قابلیت صوری و فرمولی بنا به تناظرپذیری یا بر اساس برچسبزنی، و تنها به این واسطه و به آن اعتبار، صدق یا کذبپذیر میشوند. درست مثل WFF بودن یا نبودن که مقدم بر صدق یا بررسیپذیری است!
چرا و چگونه گزارهپذیری و یا توصیفپذیری ممکن است؟ توصیفپذیری و ویژگیپذیری چگونه چیزی است و چه الزاماتی دارد؟ چرا میتوان از نشانهها و تعابیر به قراردادهایی رسید که انتقال معنی دهند؟ این نشانهها ساختارهای معنیبخش و قابلیت انسجام مفهومی بیابند؟ نشانهها رمزدهی میشوند تا رمزگشایی شوند. قابلیت رمزینه شدن codification چگونه چیزی است؟ رمزگذاری، رمزگذاری شونده و رمزگذارنده.
توصیفپذیری یعنی چه؟
تفاوت صدق و اثبات؛
تفاوتشون در ثبوت و اثبات هست. هستی و طبیعت و واقعیت معطوف به صدق هستند؛ شناخت درست و فرایند درک و صحت استنباط میشه اثبات. صدق رابطهی یک گزاره با موضوع و زمینهی موضوعی هست. اثبات رابطهی یک گزاره با من و توی شناسنده و یادگیرنده.
یک ادعایی هست، فرض کنیم حدس گلدباخ؛ این حدس و این ادعا که هر عدد زوجی حاصل جمع دو عدد اول کوچکتر از خود است. یا صادق است یا غیرصادق. ولی اگر بتوان برای آن، اثباتی اصلموضوعهای به دست آورد میتوان گفت قبول این ادعا را موجه کردهایم. از این ادعا اطمینان داریم و یقینی برایمان حاصل شده است.
گزارهای، محمولی داریم، یعنی موضوعی و محمولی وجود دارد. ۱- برف سفید است. ۲- توکیو پایتخت ژاپن است. ۳- حاصل جمع ۲ و ۲ مساوی با ۴ است. ۴- اشعهی خورشید خطرناک است. ۵- انسانهای اخلاقی شاد هستند. ۶- شکر شیرین است. ۷- بخشش کار بزرگان است.
ریاضی رابطهی علی نداره، خود رابطه داشتن میشه ریاضیات و منطق! از نظر دیگه رابطهی epiphenomenal داره. یعنی رابطهای که شکل و جهت میده ولی در تغییرات و دینامیک سیستم وارد نمیشه. قوانین هم اینطور هستند. در روابط و خودِ روابط هستند! نه تاثیر علی داشتن! تاثیرات علی و شکل کنش و واکنش مستظهر در روابط علی، نتیجهی این رابطه داشتنه!