مهدی سالم · · 7 دقیقه مطالعه
اخلاق و جدال! اخلاق جدال یا جدال اخلاق!

پیش‌نویس

این مطلب پیش‌نویس است و ممکن است کامل نباشد.

مقدمه

منظور و دامنه‌ی کنش مورد نظر در‌ اینجا، منظور از جدال، یک تجاوز، ظلم، ستم یا استعمار یک طرفه است که به طرف دیگر اعمال شده است. و منظور اخلاق برای آغاز جدالی برای نفع بیشتر، توسعه‌ی حوزه‌های سرزمینی و یا نمایش قدرت و اقتدار نیست. هنگامی که یک ظلم و ستم و استعمار و استبداد سیستماتیک وجود دارد، و آگاهی نسبت به آن شکل گرفته باشد، حدود رفتار هنجاری و درست در مقابل آن چیست؟ بنابراین شرایط خاکستری‌تر که عمده‌ی شرایط ‌واقعی هستند، فعلا مد نظر قرار نمی‌گیرد، مگر این دقیقه به صراحت ذکرشود.

اخلاق در تعارض یا اخلاق و تعارض

شناختی که از اخلاق، در نگرش به تعارضات با عینک و تحت عنایت اخلاق به دست می‌آوریم، چیست؟ و چه اهمیتی دارد؟

بازفهمی اخلاق

اخلاق یک نظام بایسته و هنجاری و یک دستگاه معرفت ساز با ادعای جهان‌شمولی است به شکلی که

  1. همراه با برخی مفروضه‌ها و اصول موضوعه‌ی اولیه بازی زیست جمعی را طرح‌ریزی و تسهیل‌گری می‌کند.
    1. اصل اراده‌مندی و کنشگری فاعل اخلاقی
    2. اصل عقلانیت و سنجشگری فاعل اخلاقی
    3. اصل راهنمای عمل و دستورالعمل هنجاری بودن (تبیین چگونگی جهش و استنباط باید از هست) اخلاق و ارزش‌های اخلاقی غایت‌هایی تعهدآفرین و مسئولیت خواه هستند که با عمل و اجرای تعهداتی به انجام و سرانجام می‌رسند. با شکر شکر گفتن، دهان شیرین نمی‌شود.
    4. اصل تعارض‌ها و تزاحم‌ها و رقابت‌ها در زیست و همزیستی (اخلاق برای بهشت و بهشتیان نگاشته نشده است!)
    5. اصل ناتمامیت فریب (فریب و بی‌اخلاقی و خیانت نمی‌تواند تا بی‌نهایت و به شکل کامل اجرایی شود! و خود مستلزم حدود توقف و محدود بودن خود است) لزوم خودراست‌انگاری
    6. اصل جمعی بودن کنش اخلاقی و مرتبط بودن فاعلان اخلاقی (برای اخلاق باید زمین مشترک برای بازی اخلاقی داشت)
    7. اصل بقای جمعی و فرا فردی بودن بقا
    8. اصل واقع‌نگری و هم‌تخفیف‌دهی (اخلاقی بودن رواداری و پذیرش نااخلاقی‌ها در حالت خاص!)
  2. به شکل عده‌ای و عمده‌ای از دستورات و نگرش‌ها و جهت‌نمایی‌ها بسته‌بندی می‌شود،
  3. رو به همزیستی، و معرف بهزیستی بوده و مبتنی بر نگرش‌هایی بلند مدت و فرافردی و فراگروهی داعیه‌ی اطلاق و عینیت و میانداری دارد. (ریسمان وحدت‌بخش)
    1. اخلاق ادعا دارد، شرایط نقادی و ارزشیابی خود را درون خود دارد! و برای نقادی و سنجش آن به مفهوم و مقوله‌ای خارج از آن نیاز نیست!
    2. اخلاق ادعا دارد، ارزش‌های غایی و ارزش‌های میانی (آلی) را در خود مستتر و قابل استنباط دارد.
  4. به پشتوانه‌ی ادعای خودتعریفی و خودبنیادی‌اش ادعای ایده‌آل، کامل و نهایی‌بودن دارد. یعنی تنها جهت‌دهنده است و نه جهت‌گیرنده است! (اخلاق چتر ارزش‌ها و کلیت و تمامیت آن‌ها است)
  5. معطوف به مفهومی عام و کلی به نام زندگی، بقا یا به شکل دقیق‌تر «تداوم نوعی» (تداوم حیات و حیات‌مندی) است.
  6. در سطوح و لایه‌های مختلف تنظیم، بازتنظیم و تدقیق و تفهیم می‌شوند.
  7. توصیف، تبیین، تجویز و بازنگری می‌شوند.

بازخوانی اخلاق در شرایط ظلم سیستمی

حال این عده و عده در تعارض‌ها و شکل‌گیری و تشکیل و تقریر آن‌ها چه می‌شوند؟ آیا در اصل محو و کمرنگ و طرد می‌شوند یا نه، تغییر رنگ و بو داده و با لباسی جدید و تحت لوایی جدید ولی با همان شعار و شعائر به بازی وارد می‌شوند، یا چنین داعیه داری‌ای می‌کنند؟ در تقابل با ظلم و جور و ستم و تعدی، اخلاق چه اقتضایی می‌کند؟ آیا تنها به تخفیف و تضعیف و محدود بودن این کنش و نوع پاسخ می‌پردازد که پاسخی نرم‌تر و آسان‌تر و با خشونت و جسارت و خسارت کمتر ایجاد شود تا ظلم و جور و تعدی نیز تداوم یابد! یا مثلا چرخه‌ی معیوب خشونت و انتقام و خونریزی و ملامت زودتر به سکون، آرامش، همزیستی و رواداری و هم‌پذیری دچار شود؟

در مبارزه با شیطان، شیطان یا شیطانی نشو…

خطر چیست، مخاطره کجاست؟

آیا فریب و نیرنگ و زیرکی و خود طلبی و تنظیم ساختار و سازمانی برای تجمیع منافع و منابع و تسهیلات برای گروهی محدود و حفظ ساختاری هرمی از این نظر، قابل مداوا و حذف و طرد و خاموشی است؟ آیا اخلاق ما را به مدارا با سموم و آسیب‌ها و فریب‌ها و نیرنگ‌ها و به نوعی بی‌عملی و بی‌کنشی و کم اثر بودن نمی‌کشاند؟ با این وعده و از این منظر که شدت و حدت و شیطانی شدن به شیطان‌سازی جدیدی می‌انجامد نه به حذف شیطانی بودن بیانجامد؟ ولی آیا فریب و نیرنگ و خودخواهی و برای خودخواهی غیر قابل درمان و غیر قابل رفع است؟

آیا اخلاقی که در خود چنین رذایلی را می‌پذیرد و هضم می‌کند و نظام خود را بر پذیرش و همزیستی با آن قرار می‌دهد و حتی آنرا تا حدودی سفیدشویی کرده و نیاز به مدارا می‌شناساند، اخلاقی است! این اخلاقی نامیدن دومی، که فرااخلاقی است! و قطب‌نمایی برای اخلاق و اخلاق‌هاست خود از چه چشمه‌ای رنگ و بو و طعم می‌گیرد؟

آیا اخلاق متضمن محافظه‌کاری و کم‌عملی و یا واکنش ضعیف است؟

چه زمانی و چگونه اخلاق، شدت عمل و شتاب در کنش را تشویق و ترغیب می‌کند؟

چه زمانی و چگونه اخلاق، واکنش سریع و بدون تردید را تشویق و ترغیب می‌کند؟

آنچه یک تفکر غالبی / قالبی التزام می‌آورد! (احکامی مبتنی بر سوگیری‌ها و پیش‌دانسته‌ها، نگرش مبتنی بر پیش‌فرض)

  • خشونت آشکار
  • ظلم بی‌تردید
  • ضرر زیاد جبران ناپذیر
  • آسیب قابل جلوگیری
  • اقدام درست به خوبی تشریح شده

مواجهه با نابرابری‌ها چگونه؟ نبرد نابرابری‌ها با چه منطقی؟

مایکل سندل

آیا نگاه اخلاقی متضمن حفظ و تعهد به حداقل آسیب، در مقابل توجه به حداکثر مطلوبیت و حصول به نتیجه و آرمان است؟

آیا نگاه اخلاقی، مسئولیت فراانسانی و ابر انسانی را غیر مجاز می‌کند؟

آیا تغییرات بزرگ و یا اقدامات اساسی در جهت ارزش‌های اخلاقی بدون خود ابرانسان پنداری ممکن است؟

آیا کسی حق ندارد، بیش از اندازه و سهم و محدوده‌ی خود ببیند و بیاندیشد و احساس مسئولیت کند؟

در پندمی‌ها، جنگ‌ها، بحران‌ها و بلایای طبیعی چه باید کرد؟ اخلاق و اخلاقی بودن در پیشگیری، گریز و رهایی از آن‌ها چه متقاضیانی و عواقبی به همراه دارد؟

اخلاق و نیاز به ابرانسان

اگر نه، آیا خطر کننده‌ی اخلاقی پرریسک و جراح اخلاقی گشاده دست، باید یک ابرانسان باشد؟

بحث ماکیاولیزم و مبحث هدف وسیله را توجیه می‌کند یا نمی‌کند

چرا باید در تعقیب اهداف اخلاقی و باز پس گیری حقوق خود، دسترسی خود را به برخی ابزارها محدود کرد و یا ملاحظاتی برای آن‌ها ملحوظ کرد؟ هنگامی که عموما نیروی قاهر، خود حتی با تغییر نام رفتارهای سیاه و تار و تیره‌ی خود، اعمالی به غایت خشن‌تر و سبوعانه‌تر و وحشیانه‌تر انجام می‌دهد؟

آیا صرفا نام‌ها و یا جایگاه‌های عرفی-تاریخی موجه کننده‌ی رفتارها است و تنها باید در قالب‌های زبانی و عرفی و سنتی به بازخوانی خنثی ارزش‌ها و بد و خوب‌ها پرداخت؟ محدوده‌ی کنش و آزادی عمل تشخیص اخلاقی کنشگر اخلاقی چگونه مشخص می‌شود به چه موارد محدود و یا معطوف باید باشند.

۱- نبودن تلقی بد از کاری وانجام آن، مروج بدی نیست. یعنی شعارها و نمادها و نشانه‌ها خود اهمیت دارند و در تربیت اخلاقی جامعه و مردمان سهم قابل توجهی دارند.

۲- چرخه‌ی معیوب خشونت و سبوعیت و شیطانی بودن بازتولید شده و بازتکرار خواهد شد! پاسخ اصیل و نهایی باید پاسخی با حداقل ظرفیت پس‌زدن و پس‌رفتن داشته باشد! یعنی صرف پذیرش بیشتر یافتن و احساس همدلانه داشتن خود در پایه‌گذاری و موفقیت نهادسازی و ساختن آینده‌ی خوب موثر و نقش ‌آفرین است.

۳-

بحث گروگان‌گیری و استفاده از ابزارهای مختلف در تعقیب اهداف اخلاقی

دیدگاه فرانتس فانون و خشونت ضد استعماری… خشونت رهایی بخش

اخلاق صلح و اخلاق جدال

برد مفاهیم ارزشی

رواداری در یک سطحی قابل اعمال است، تا جایی که بقای رواداری را ذایل نکند!

شهود یا مشاهده!‌

شهود قضاوتی است که فارغ از سیستم و الگو و مبنا دید و نظر و محتوایش به فرد (سوژه) منتقل شده است. یک حس و گرایش مستقیم و بی واسطه!

حدود جدال

رفتارهای خشن و بدون ملاحظه، تا چه سطحی و بر روی چه کسانی مجاز است؟ (ترور و حذف، یا ناکارآمد سازی و تضعیف)

برای مثال، سربازان استبداد و عمله‌های اعمال قدرت او، که صرفا ابزار و مامور هستند، آیا خشونت در خصوص ان‌ها موجه است و یا نه؟ آیا خشونت در خصوص نزدیکان و‌ خانواده‌ی درجه ۱ یا ۲ ان‌ها موجه است؟ یا نه صرفا خشونت نسبت به خود آن‌ها! آیا صرفا فردی کردن یک نظم جاری استعماری و استبدادی، کوتاه‌بینی و خام اندیشی نیست؟

اینکه عمله‌ی ظلم صرفا مامور هستند، خانواده دارند، در صورت تغییرات ساختاری به ما نزدیک می‌شوند و یا نه آنها نیز دوستانی از جنس ما دارند، آیا موجه می‌سازد که بی عملی کرد؟ صرفا دفاعی عمل کرد؟

خشونت پرهیزی، خشونت گریزی یا خشونت مقدس؟

۰ از ۵ (۰ رای)
اشتراک‌گذاری: